أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٦٠٣
باشد، مضطجع شود به پهلوى ايمن و با عجز [از آن] به أيسر و با عجز از اين هم، به پشت بخوابد، و ركوع و سجود را در بعضى از اين مراتب، با ايماى به سر و در بعضى، به تغميض عين بگذراند.
سرّ در قيام است: بايد مذكّر باشد قيام در صلاة، قيامت را. چه، قيامت مأخوذ از قيام عند اللّه القيّوم است، چنانچه فرموده: «فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ». [١] چه، دو قابل مىباشند: يكى ماهيّت براى وجود خاصّ و ديگرى قابل به معنى متعلّق نفس و آن هم بدن دنيوى و اخروى، و بايد از احرار شد كه بعضى از همه متعيّنات «كون» و «مكان» برخيزند و قائم شوند به قيوميّت حق.
و اوّل مراتب قيام، نهوض از بدن دنيوى است و مادّه هيولانى و امر نفس، اينجا بر خلاف است كه منبطح است و اخلاد به سوى تدبير بدن دارد. پس در نماز، از افضل اوضاع و احسن تقويم بايد منتقل شود به غايات و بايد منسلخ شود از وجود كونى، به وجود جبروتى، بلكه مستغرق شود در وجود لاهوتى، چنانكه قائل به كلمه عليّه: «لم اعبد ربا لم اره» [٢]، چنين بود.
بيت
گر نماز آن بود كه كرد آن مرد
هيچ كس در جهان، نماز نكرد!
مسألة: دوّم نيّت است.
اشارتى شد به اينكه «صلاة»، عبادت جامعه است، مشتمل بر اقسام عبادات و فنون اذكار، و نيّت، ذكر قلبى است و نيّت، قصدى است مقرون به داعى و داعى، قرب به حق است.
سرّ: قربتى كه همه عبادات و نسك را مغيّا به آن ساختهاند، قرب تخلّقى است، به اخلاق الله تعالى علما و عملا، و حقيقت قرب تخلّقى «فناء فى اللّه» و «بقاء باللّه» است كه بعد از «ملكه» و «استقامت» و «تمكين» به هم رسد. پس، اين قرب، چون
[١] - زمر/ ٦٨.
[٢] - «ترجمه و تفسيرنهج البلاغه» ج ٢/ ٦١، اين حديث پاسخ على است به ذعلب يمانى. در حديث آمده است:اعبد اللّه كانّك تراه،«بحار الانوار»، ج ٤/ ٢٩ و ج ٢٥/ ٢٠٤ و ج ٧٢/ ٢٧٩.