أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٩٢
مثل [١] شاخص، و از براى عصر، پس از فراغ از ظهر است، و هر چند تقديرا باشد، تا بگردد سايه دو مثل شاخص و از براى مغرب، تا ذهاب حمرت مغربى و از براى عشاء، پس از فراغ از مغرب، و لو تقديرا تا ثلث شب، و از براى صبح، از طلوع فجر صادق، تا طلوع حمرت مشرقى.
و امّا اوقات نوافل مرتّبه، در كتب مبسوطه مشروح است و قول به امتداد وقت آنها به امتداد اوقات فضل فرايض، بلكه وقت «اجزا» هم هست، مگر «وتيره» كه وقت آن، ممتدّ است به امتداد وقت اجزاى عشا اتّفاقا، و وقت نافله شب، از نصف شب است، تا طلوع فجر صادق.
سرّ: بايد مراقب وقت بود كه ميقات لقاست و منصّه ظهور و جلاست كه:
«الصلاة معراج المؤمن» و بايد به دل گذرانيد كه اگر مقتدرى صادق الوعد، وعده بدهد تو را كه مخلّع كند به خلع ملوكانه، در زمانى مسعود، چگونه ابتهاج و خرّمى دارى، و مراقب حضور آن وقتى، و حال آنكه آن، ملك عبد مملوك، مالك الملك وجود است.
پس، چگونه باشد ابتهاج به حضور حق تعالى ملك الملوك بايد، در اين كلّ شرف و به اين كلّ شعف باشد: «وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ» [٢] و چنانكه براى آن، مهيّاى حضور به محضر سلطان مجازى، خوف و رجا مىباشد، هم چنين، براى مصلّى كه فرمودهاند در اخبار: «لو وزن خوف المؤمن و رجاؤه لاعتدلا». [٣]
و امّا اختيار اين اوقات، براى عبادت، پس اسفرار صبح ياد مىدهد، از تجلّى شمس حقيقت به تجلّى اعظم، و ديگر آنكه صبح بعد از بيدارى، وقت تعلّق روح نطقى و جمهور روح حيوانى است و عود پس از جلاى از اين وطن در شب كه ياد مىدهد از تجلى حق بر صور اخرويّه در نفخه صور ثانويّه، و ديگر آنكه به تطهير و عبادت تشريعى، تر و تازه و يقظان مىشود، براى عبادتهاى تكوينيّه: «وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ». [٤]
[١] - يعنى: به اندازه...
[٢] - مطفّفين/ ٢٦.
[٣] - مصدر يافت نشد.
[٤] - اسرى/ ٢٤.