أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٩١
اگر از معمّيات باشد، نه از شطحيات، اين است حلّش، ولى خالى از سوء ادب نيست. مثنوى
از ادب، پرنور آمد اين فلك
وز ادب، معصوم پاك آمد، ملك
[١] تطبيق عددى: اين عدد نوافل مرتبه، انطباق دارد بر عدد حروف مقطّعه مطلقا، زيرا كه به انضمام حروف اربعه فارسيّه- كه «پ» و «چ» و «ژ» و «گ» باشند- به بيست و هشت، حروف عدد سى و دو مىشود كه عدد شريفى است.
و ببين كه نظام تعليم و تأديب و سياسات و قضاى اوطار، همه به اين سى و دو حرف است، و نطق ظاهرى كه انسان، با آن مؤثر است بر باقى حيوانات، بر اينها مىگردد، و دوتاى ديگر، يكى الف ساكن است، ديگرى در لفظ نفس انسانى كه چون نفس رحمانى و «وجود منبسط» است و در كتابت آن ديگرى، نقطه سيّاله راسم خطوط و نقوش و اشكال حروف كتبيّه است، چون آن سيّال كه راسم اين همه ازمنه و آونه است.
مسألة: وقت نماز ظهر، «زوال» است
و دانسته مىشود زوال، به ظهور ظلّ در جانب مشرق و به ميل شمس به سوى ابروى راست، در مستقبل قبله. پس به قدر اداى چهار ركعت، مخصوص به نماز ظهر است، و بعد مشترك است، ميانه «ظهر» و «عصر»، با تقديم ظهر، تا بماند به مغرب، قدر اداى چهار ركعت كه آن مخصوص به عصر است.
و دانسته مىشود مغرب، به ذهاب سرخى طرف مشرق، و مخصوص است به نماز مغرب، قدر اداى سه ركعت و بعد مشترك است، با تقديم مغرب، تا بماند به نصف شب، قدر اداى عشاء كه آن مخصوص است به عشاء. و انتصاف شب، دانسته مىشود با رسيدن ستارههائى كه اوّل شب، در مشرق بودهاند به نصف آسمان، و وقت نماز صبح، طلوع فجر صادق است، تا طلوع آفتاب. اينها وقت اجزاى صلاة است. و امّا وقت فضيلت، از براى ظهر، از زوال است، تا گرديدن سايه
[١] - «مثنوى»، دفتر ١/٤- رمضانى- ج ١/ ٨- نيكلسون- و ج ١/ ٩٤- جعفرى-