أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٥٩
مسأله: طهارت از حدث، وضوء است، و غسل و تيمّم.
سرّ: چنانكه با احداث ظاهره، نتوان داخل در نماز شد- مثلا- همچنين، با آلايش باطنه نتوان ادّعاى «محبّت»، بلكه طالبيّت حق كرد.
بيت
غوطه در اشك زدم، كاهل طريقت گويند:
پاك شو اول، و پس ديده بر آن پاك انداز
بلكه با وجود ناپاكى، نبايست دستورى برسد كه: «كلّما ميّز تموه باوهامكم فى ادقّ معانيه فهو مخلوق مثلكم مردود اليكم»، [١] ولى از فضل و كرمش دستورى آمده است، به جهت استكمال ناقصان، چنانكه مفهوم فقره دعاى صاحب الامر عليه السّلام است كه: «اللّهم اذنت لى، فى دعائك و مسألتك»، و راقم ترجمه كرد كه:
دادى به من، اذنِ ذكر نامت از لطف
ور نه، تو كجا و من بىرتبه كجا؟
و در قابل، «قابليّت» شرط است و [ا] گر مانعى باشد در تحليه به مقبول، به تخليه از مانع، مشروط است. تا [زمانى كه] زنگ آينه زدوده نشود، قابل [٢] عكس نشود. و بالجمله، طهارت را چهار مرتبه است:
اوّل، تطهير ظاهر از احداث و اخباث.
دوّم، تطهير جوارح و اندامها، از جرايم و ذنوب، چون دستاندازىهاى بيجا و كجروشىهاى اندامها، به خلاف شرع مطهّر.
سيّم، تطهير قلب، از اخلاق رذيله و خوىهاى بد.
چهارم، تطهير لطيفه سرّيه، از تعلّق به ما سوى الله تعالى.
و اين، طهارت انبيا و صدّيقين از اولياست، و [به] هر مرتبه عاليه از اين مراتب رسيده نمىشود، مگر با طىّ مرتبه سافله پيش از آن. پس، [انسان] نمىرسد به طهارت لطيفه سرّيه از «ما سوى اللّه» و تنوير آن به «معرفة اللّه»، مادامىكه فارغ
[١] - «بحار الانوار»، ج٦٩/ ٢٩٣، با اضافه «مصنوع» بعد از مخلوق.
[٢] - يعنى:بازتاباننده.