أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٥١٣
فصل: اختلاف ميانه اماميّه و اهل سنّت در مسئله امامت، بسيار است و عمده آنها چند موضع است:
اوّل: وجوب نصب امام است كه بر خدا و معصوم است، يا بر امّت، و حق دانسته شد كه: «اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ». [١]
دوّم آنكه: وجوب او عقلى است، مانند وجوب معرفة الله، يا شرعى و حقّ، وجوب عقلى است، چه حسن و قبح اشياء، عقلى است و اشاعره اهل سنّت شرعى دانند، چه حسن و قبح اشياء، پيش ايشان شرعى است.
سيّم: «عصمت» امام است كه در نزد ايشان شرط نيست، و در نزد اماميّه شرط است، چه «امامت»، مانند «نبوّت» است در تقويم دين و محافظت آن از «زيادتى و نقصان» و «تحريف و تبديل» و تفاوتى نيست، مگر به تأسيس و تنقيه. و هر ممكنى، در حدوث و بقا- هر دو- محتاج است به علّت محدثه و مبقيه، و محتاج بودن دين به علّت مبقيه، شبيه است به محتاج بودن عالم در بقا نيز به صانع تعالى، و فى الحديث: «التّوحيد الحقّ هو اللّه، و القائم به رسول و الحافظ له نحن، و التّابع فيه شيعتنا». [٢]
پس، بايد معصوم باشد در علم و در عمل، از خطا و سهو و نسيان، پيش از نصب و بعد از نصب، بر نهجى كه گذشت.
دليل ديگر بر عصمت آنكه: حاجت به امام عليه السّلام به تقريب جواز خطاست بر امّت و هرگاه امام جايز الخطا باشد، حاجت افتد به امام ديگر، و نقل كلام به او مىكنيم.
پس، اگر آن هم چنان باشد، و جائى واقف نشود، «تسلسل» لازم آيد. [٣]
دليل ديگر آنكه: امام معصوم- چنانكه گذشت- ارغب است، به طباع، و ادخل است در اتباع، و چگونه عصمت امام، محلّ كلام باشد و حال آنكه چنان كه روحانيّت نبى صلّى اللّه عليه و آله «عقل كلّى» است، روحانيّت امام «نفس كليّه» و «روح كلّى» است و عصمت، اصل است و فطرت ذاتيّه است، در ارواح. و آلودگى در جائى كه هست، ردّ فطرت ثانيه است و بالعرض به همنشينى طبيعت طارى شد، ليكن ارواح مطهّره
[١] - وَ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ. انفال/ ٧.
[٢] - مصدر يافت نشد.
[٣] - التّسلسل محال،«قواعد كلّى فلسفى» ج ١/ ١٦٠.