أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٠٩
در امامت است و در آن، چند فصل است.
فصل: «امامت»، رياستى است عامّه بر مسلمين
، در امور دنيا و دين، بر سبيل نيابت از پيغمبر و در نزد اماميّه، سيّما اثنىعشريّه از ايشان، واجب است نصب امام بر خداى تعالى از راه وجوب لطف بر خدا. و لطف بودن او معلوم است، چه بر عقلا پوشيده نيست كه هرگاه از براى مردم امامى واجب الاطاعه باشد، كما قال الله تعالى: «أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»، [١] ترغيب كند ايشان را، به طاعات و تحذير كند، از معاصى و دفع كند، تغالب ايشان را، پس به «صلاح و خير» نزديك و از «فساد و شرّ» دور خواهند بود و: «لولاه لساخت الارض بأهلها». [٢]
و اهل سنّت، واجب دانند نصب امام را بر امّت، به وجوب شرعى، و گويند:
دفع ضرر متحمل، بر همه كس واجب است و اين، تمام نمىشود مگر به نصب امام.
پس نصب امام، از باب «مقدّمه واجب» بر ايشان واجب است، و اين سخن، ضعيف است، چه دفع ضرر و تعيين دافع، به نصب خدا مىشود، يختار فى ملكه ما يشاء، كما فى القرآن المجيد: «تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ». [٣]
پس، حاجت به فعل ايشان نيست، مانند بعث نبى صلّى اللّه عليه و آله: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ»، [٤] با آن كه اين دليل مبنى است بر عقلى بودن حسن و قبح اشياء و اشاعره
[١] - نساء/ ٦٢.
[٢] - لو بقيت الارضبغير امام لساخت، «اصول كافى» ج ١/ ١٧٩ و «عرفان شيعى»/ ١٤٧.
[٣] - آل عمران/ ٢٥.
[٤] - انعام/ ١٢٤.