أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٥٠٤
بيت
احمد ار بگشايد آن پرّ جليل
تا ابد مدهوش ماند، جبرئيل
عارف ديگر گويد:
چون به خلوت، جشن سازد با خليل
پر بسوزد، در نگنجد جبرئيل
چون شود سيمرغ جانش آشكار
موسى از وحشت شود و موسيجهوار
تحقيق عرشى: تحقيق آن است كه انسان حقيقى افضل از «ملك» است، چه ملك مقيّد است به مقام تنزّه، زيرا كه از اقسام شهوت مبرّاست و از مقام نباتيّت معرّاست و انسان، هيكل توحيد است و وحدت جمعيّه دارد، و كامل او- كه مقام «عقل عملى» و «عقل نظرى» در او به فعليّت رسيده و مظهر «علم» و «قدرت» حق- هر دو- شده و اوست ذو الرّئاستين و الفائز بالحسنيين، به مقام ملك رسيده و از او گذشته، مراتب دون ملكيّت را هم داراست، و فعليّات و كمالات مراتب دون را، بدان كه دون نيست كه: «الوجود خير» بديهى است.
پس، «انسان حقيقى»، سيّاح كاملى را ماند كه همهى بلاد را به تفصيل ديده باشد و «ملك» كسى را ماند كه يك سواد اعظم را ديده باشد، چنان كه در احاديث است كه:
«منهم سجّد لا يركعون و منهم ركّع لا يسجدون». [١]
و امّا مقام دوم، بيانش آن است كه «انسان كامل»، به منزله عاكسى است، در منصه ظهور، و ماهيّات همه موجودات، به منزله مرائى اويند، چنانكه او به منزله مرآتى است، براى اسماء و صفات حق. اين است- و اللّه يعلم- كه در احاديث است كه: «درّنده و چرنده و پرنده و خزنده مخلوقاند، از اخلاق بنى آدم». و سبب آن است كه آنچه در انسان است، چون اقوى و أتمّ است، خاصّه در وقتى كه «يك پيشه» و «يك انديشه» باشد، پس، او «اصل» است و ماعداى او «فرع» او، و او خود مظهر است، اسم اعظم حق را- تقدّست اسماؤه-
بيت
جزو كل شد، چون فرو شد جان به جسم
كس نسازد زين عجايبتر، طلسم
[١] - در «بحارالانوار»، به صورت «منهم سجود لا يركعون» آمده است. ج ٥٧/ ١٧٧.