أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٧٦
و در كثرت سخاوت، به مرتبه [اى] بود كه معاتب شد، بقوله تعالى: «وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ». [١] و با اهل دنيا، در غايت ترفّع بود، و با فقرا، در نهايت تواضع و مىفرمود: «اللّهم احينى مسكينا و احشرنى فى زمرة المساكين» [٢]، و سنگ قناعت بر كمر بست، و دندان طمع را شكست، و بر روى خاك مىنشست، و چنانكه در «نهج البلاغه» است: «كان يركب الحمار العارى» [٣]، الى غير ذلك من صفاته السنيّة و أفعاله المرضية.
فصل در عصمت است:
و در آن، چند سؤال است كه: [عصمت] چيست؟، و در كيست؟، و در چيست؟، و از چند؟، و از كى تا كى است؟، و چراست؟، و به چه غايت، مغيّاست؟ و به لسان عربى ميزانى: «ما هى»؟ و «فيمن هى»؟ و «فيم هى»؟ و «من كم هى»؟ و «متى هى»؟ و «لم هى»؟ و «لا جل أيّة حكمة هى»؟
امّا آنكه چيست؟ خوئى است كه منع كند، صاحبش را از خطا، از آن جهت كه علم دارد به مثالب معاصى و مناقب طاعات، پس امكان دارد از براى او معصيت و عدم طاعت، ليكن چون علم دارد به معايب معاصى و مضارّ آنها، مرتكب نمىشود آنها را، و چون علم دارد به محاسن و منافع طاعات، به جا مىآورد آنها را، و آن هيئت نوريّه، راسخ مىشود در او و مؤكّد مىشود رسوخ در انبيا و اوليا، به تتابع «وحى» و «الهام». و بعضى گفتهاند كه: عصمت، بودن شخص است به حيثيّتى كه ممتنع باشد كه از او گناه سر زند به سبب خاصيّتى كه در نفس قدسيّه اوست، يا در بدن او! و اين قول صحيح نيست، چه با امتناع مستحق مدح نيست.
و امّا آنكه در كيست؟ در انبياء و اوصياء و ملائكه، بنا بر مذهب اماميّه- رضى الله عنهم-
و امّا آنكه در چيست؟ در «اعتقاد»، و در «تبليغ»، و در «احكام»، و در «افعال»، پس، جميع امّت، متّفقاند بر وجوب عصمت در سهتاى اوّل، مگر بعضى از خوارج
[١] - اسرى/ ٣١.
[٢] - «بحار الانوار»، ج٧٢/ ١٧ و ٣٠ و ٤٦ و ٤٩.
[٣] - «بحار الانوار»، ج١٦/ ٢٢٩.