أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٦٢
ديگر، و هم چنين.
ليكن، «علم»، وجودى است نورى، بايد آميختگى به مادّه نداشته باشد و صاحب حدس صائب، از اين بايد برسد كه صور علميّه قدريّه صور منقّشه در نفوس منطبعه فلكيّه نيست. چه، ظلمت مادّه، فلك او را مىگيرد و علم «نور» است، پس «علم قدرى» و «قدر علمى»، صورى است صرفه و قيام «صدورى» دارند به حقّ متعال، نه «حلولى»، مثل صور كليّه قضائيّه و صور علميّه عنائيه در نزد قائلين به علم حصولى كه جميع اينها قيام صدورى دارند، به ذات اقدس- تقدّست اسمائه-
اصل: مدركات آدمى، يا «معانى» است يا «صور»، و معانى، يا كليّه است يا جزئيّه، و خداوند حكيم براى ادراك و حفظ و تصرّف در اينها، قوّتها به او كرامت فرموده. پس، مدرك كليّات «عاقله» است، و حافظ و خزانه آنها عقلى است كلّى كه او را «عقل فعّال»، و «روحانيّت جبرئيل» و «روح القدس» و «ناموس اكبر» و «سروش» و «عنقا» و نحو اينها خوانند، و اوست مخرج همه نفوس ناطقه- باذن اللّه- از قوّت به فعليّت، قال تعالى: «عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى». [١]
و مدرك معانى جزئيّه، چون «محبّت» جزئيّه و «عداوت» جزئيّه و «خوف» جزئى و مانند اينها «وهم» است، و حافظ و خزانه اينها، قوّت حافظه و مدرك صور «حسّ مشترك» است و حافظ و خزانه او «خيال»، و تصرّف در صور و معانى، به تركيب و تفصيل، قوّتى است كه او را «متخيّله» و «متفكّره» گويند، و احساس صور جميعا، با حسّ مشترك مؤدّى مىشود.
و اين مشاعر خمسه ظاهره، به منزله پنج نهرند كه آب از آنها به حوضى ريزد، و يا به منزله جواسيس ملك كه اخبار ممالك خمسه را به ملك رسانند، و از اين جهت او را «حسّ مشترك» گويند، و آيتى است از براى: «من لا يشغله شأن عن شأن و لا يحجبه شىء عن شىء». [٢]
وقتى در عنفوان شباب، از آن باب كه حضرت رضا- عليه آلاف التّحية و الثناء-
[١] - نجم/ ٥.
[٢] - «بحار الانوار»، ج٩/ ١٥٤ و ٩٥/ ١٩٥ و ٣٩١ و ٤٣١ و ٣٩٩.