أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٢٩
بخارى. پس، منتهاى همه قوا، يك نور اسپهبد است، چنان كه مبدأ همه، همين بود- كما مرّ-
و عقول كامله و نفوس كليّه و جزئيّه، در قيامت كبرى و «فناء فى اللّه» و «بقاء باللّه» چون قواى مدركه و محرّكه و طبيعيّهاند، در قيامت صغرى و «فناء فى النّور الاسفهبد» و چنانكه الآن قوا اضمحلال دارند، در سطوع نور اسپهبد آدمى، و آن رباط اينها و وحدت و هويّت اينهاست.
ولى، در قيامت صغرى، اوحد و افنى و ابقى مىشوند و آن «مصير» و «مرجع» همه قوا مىشود. همچنين، در كبرى و تجلّى اعظم خدا بر كلّ و چنانكه در كبرى به نفخه صعق، انوار كلّ ابدان طبيعيّه خاموش گردند و به نفخه ثانيه، كلّ ابدان اخرويّه به نور حق و حيات او منوّر و حىّ گردند: «وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ» [١] و الابدان الاخرويّه «بِنُورِ رَبِّها» [٢] و نفخ فيه اخرى، «فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ»، [٣] هم چنين، در صغرى انوار البرزخى بنوره، در كبرى عيان شدن خداى كلّ اعيان است، و در صغرى عيان شدن كدخداى كلّ بدن و قواى بدن است، بر ايشان.
بيت
گويند كه: كدخداى اين خانه چه شد؟
چون «كد» برود، «خدا» عيان خواهد شد
تبصرة: ايمان به قيامت [را]، اقسام است، چون ايمان به مبدأ. پس، بعضى كسان هستند كه مقلّدند و تقليد محقّقين براى بسيارى از اشخاص كه استعداد تحقيق ندارند، نافع و ناجع است، ولى: از محقّق تا مقلّد، فرقهاست. [٤]
و بعضى هستند كه «علم اليقين» دارند باليوم الآخر و بعضى اهل شهودند «بعين اليقين»، بلكه به «حق اليقين» كه وجود طبيعى آنها، مبدّل شده به وجود نورانى و از بدلا شدهاند و «جنّة الذّات»، يا «جنّة الصّفات» يا «جنة الافعال» را مشاهدند، و
[١] - زمر/ ٦٩.
[٢] - همان.
[٣] - فجر/ ٦٩ و ٦٨.
[٤] - «مثنوى»، دفتر ٢/٨٧- رمضانى- ج ١/ ٢٧٤- نيكلسون- و ج ٣/ ٢٦٧- جعفرى-