أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٤٠
را «مرائى» لحاظ كردن. [١] پس، عزيز من! چنانكه گفتيم، محاسبه را پيش انداز، هم چنين از آنكه به پاى اين ميزانت برند، به پاى خود اجناس علم و عمل و اخلاق را به اين ميزان ذى الكفتين و ذى الحسنيين و جالس بين الحدّين بسنج! [٢]
حاكميّت صدرائى
در اسرار الحكم، از سلسله فلاسفه بزرگ، به نام و ياد كسان زيادى بر مىخوريم.
در ميان فلاسفه پيش از اسلام، از جمله به نام افلاطون، فرفوريوس، ارسطو، سقراط، فيثاغورث، طالس ملطى و ديگران. حكيم سبزوار، چند جا، از افلاطون صاحب آكادمى، با عنوان «حكيم عظيم افلاطون الهى» ياد كرده است. [٣]
امّا در خيل فلاسفه اسلامى نيز آنچه بيش از همه جلب توجّه مىكند، ابن سينا، و شيخ اشراق است. در موردى، از خواجه طوسى، با لقب فاخرى چون «سلطان المتكلّمين خواجه نصير طوسى» [٤] نام برده است كه تكرار شد آن، بسيار معنادار و شايان دقّت به نظر مىرسد. [٥] از دسته عارفان نيز ابن عربى، غزالى و شيخ ابو سيعد ابو الخير مورد اشارت قلم حكيم قرار گرفتهاند و «شيخ المشايخ ابى سعيد بن ابى الخير- قدس سرّه-» عنوانى است كه سبزوارى در خصوص عارف مهينى خراسان زمين به كار برده و عنايت خاصّه خويش به وى را به منصه ظهور رسانده است. [٦]
امّا تجليلى كه حكيم، از رئيس فلاسفه مشّاء اسلام؛ شيخ الرّئيس ابن سينا، به عمل آورده، بسى دامنهدارتر و شكوهمندتر است. [٧] سبزوارى، در طليعه شرح كوتاه امّا ارزشمند خود بر قصيده پرارج و مشهور ابن سينا؛ «عينيّه»، ضمن
[١] - همان/ ٢٢٩.
[٢] - همان/ ٣٧٢.
[٣] - همان/ ٢٢٤.
[٤] - همان/ ١٥٩.
[٥] - سلطان المتكلّمينخواجه نصير طوسى ... همان/ ٨٠.
[٦] - همان/ ٥٥٠.
[٧] - «تفسير مثنوى»، ج٧/ ١٧ (فيلسوفى عارف و درونگرائى برونگرا) و: «نظر متفكران اسلامى درباره طبيعت»،چاپ چهارم ١٣٧٧، انتشارات خوارزمى/ ٢٦٣- ٢٩٨ (احوال و آثار ابن سينا و اهميت علمىو فلسفى او.)