أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٨٩
كسب جديد، مثل ارباب ملكات صناعات علميّه كه به خود تصرّفات كنند و بىنياز شده باشند، از اساتيد.
و گويا آن ملكه، ملكى است مسدّد او را الى الصّواب. پس، به ذات و باطن ذات خود، مستكفى شده است و اين، عقل بالفعل است و وجه تسميه اينجا، غنى از بيان است و معذرتى كه بعضى خواستهاند كه اين مرتبه را «عقل بالفعل» گفتهاند، چه قوّتش قريب به فعليّت است، بىوجه است. چه، فعليّت عقلانى دارد كه أتمّ فعليات است كه فعليّات مادون، مشوب است به تفرقه زمانى و مكانى و به تفرقه صوريّه مثاليّه و قوّت و استعداد، نسبت به استحضار در عقل تفصيلى است و خيال، نه به حسب عقل بسيط، و در مبحث «علم الهى»، [به صورت] تفصيلى گذشت.
چهارم، مرتبه مشاهده معقولات است. پس، اگر در هر يك از معقولات اعتبار شود، امر واضح است و اگر در جميع اعتبار شود، گويند: در «دار قرار» است. و بايد دانست كه: عقل بسيط، خود از «دار قرار» است و از عالم جبروت است، بلكه اگر متخلّق به اخلاق الله است، از عالم جمع و مرتبه لاهوت است و نسبت ثابت به ثابت «سرمد» است، و اين مرتبه را «عقل مستفاد» گويند. چه، فايده تامّه عظمى است «مستفاد» از «مفيد» ى كه عقل كلّى فعّال باشد و معلّم ثانى فارابى، جائى گويد كه:
عقل نظرى مذكور، در كتاب نفس واقع است، در نزد حكما بر چهار
نحوه: عقل بالقوّه، و عقل بالفعل، و عقل مستفاد، و عقل فعّال.
و ساقط كردهاند عقل بالملكه را از اعتبار، زيرا كه نيست ميانه آن و عقل هيولانى، كثير تفاوتى [١]، زيرا كه هر دو بالقوّهاند، در باب عقلى كه مطلوب است، مگر به قرب و بعد به مطلوب، و اين عبارت و عبارات ديگر- كه در مرحله عقل و معقول، در «اسفار» از او [٢] منقول است- صريح است در اتّحاد «نفس ناطقه» با «عقل فعّال».
و بنابراين، مراتب عقل انسانى بر تفصيل مشهور، پنج است و وجه ضبط در
[١] - تفاوت كثيرى.
[٢] - ملا صدرا.