أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٥٧
تنحلّ ابدا. و اشكالات ديگر گذشت. پس، نيست مراد محقّقين از ايشان، مگر تخالف مراتب به «غنا و فقر» و «شدّت و ضعف» و نحو اينها، چنانكه شيخ رئيس در «شفا» و غيره مصرّح است به وقوع شدّت و ضعف در وجود، از آن جمله در كتاب «مباحثات» [١] گفته است:
انّ الوجود فى ذوات الماهيّات لا يختلف بالنّوع، بل ان كان اختلاف فبالتّأكد و الضّعف و انّما يختلف ماهيّات الاشياء الّتى تنال الوجود بالنّوع و ما فيها من الوجود غير مختلف النّوع، فانّ الانسان يخالف الفرس بالنّوع لاجل ماهيّته لا لوجوده.
حاصل كلامش اين است كه: اختلاف وجود، نوعى نيست كه مثل نوع واحد است مختلف به مراتب شدّت و ضعف، و اختلاف نوعى و تباين، در قوابل تحليليّه است كه ماهيّات باشند.
و از اينجا، صدر المتألّهين- قدّس سرّه- در اوايل «شواهد ربوبيّه»، نيكو توفيق فرموده كه: تباينى كه مشّائين در «وجود» تفوّه كردهاند بالعرض، ماهيّات است. و چگونه چنين نباشد؟ و حكم هر يكى از متّحدين، سرايت به ديگرى كند، خاصّه متّحدينى كه لا متحصّل و متحصّل و مبهم و معيّن باشند. چه، «ماهيّت» فانى در «وجود» است. پس، وجود شديد كه در مقامى هست، چون حقيقت، از همان سنخ است، خاصّه شدّت و ضعف خاصّى كه در سلسله مرتبه طوليه است كه آنچه از فعليّت در ضعيف است، همه در شديد است، به نحو كثرت در وحدت، مع شىء زايد و فعليّات ضعيف وحدت در كثرت آن وجود، شديد است- كما مرّ- [پس] چگونه آن سبق حقيقت، مر آن ضعيف و فعليّت آن را نگيرد؟
[١] - «المباحثات»، چاپاول ١٣٧١، انتشارات بيدار، با تعليقات محسن بيدارفر.