أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٣٣
- «وحدت»، مبدأ «كثرت» است. [١]
- در هر كثرتى، «وحدت» غالب است. [٢]
- هر وجود، چون طرد عدم است خير است در ذاتش، و نيز خير است نسبت به منتفعين به آن و خير است نسبت به علّتش كه هر معلول، ملايم علّت خود است. [٣]
- آنچه مناط شبهه است، مناط دفع است. [٤]
- چيزى كه از وضعش، رفعش لازم آيد، موجود نيست. [٥]
- «نفس الامر» هر چيز، در خور آن است. [٦]
- «مقيّد» بىمطلق، و «مركّب» بىبسيط، و «مشوب»، بىصرف نيست. [٧]
اكنون كه از حكمت نظريّه و ابعاد آن در «اسرار الحكم» سخن به ميان آمد، اشاره به يك رؤياى حكيمانه كه متضمّن اشارت به يك قانون عقلى است، خالى از لطف نخواهد بود. حكيم نقل كرده است:
وقتى در عنفوان شباب، از آن باب كه حضرت رضا- عليه آلاف التّحية و الثناء- فرموده است: «قد علم اولو الالباب أنّ ما هنا لك لا يعلم الّا بما هنها»، در انديشه آيت اين اسم شريف حقّ بودم كه: «من لا يشغله شأن عن شأن»، در رؤيا، بزرگى فرمود: «حسّ مشترك، آيتى است». چون، در بيدارى ملاحظه نمودم، ديدم كه در آنى واحد، شخص مىبيند و مىشنود و سخونت و برودتى، و نعومت و خشونتى و نحو اينها، در مواضعى از بدن لمس مىكند، ... [٨]
انسانشناسى يك فيلسوف
انسانشناسى كه قلب فلسفههاى جديد را تشكيل داده است، هرگز از فلسفههاى قديم غايب نبوده و همواره در متن و حاشيه هر فلسفهاى- منتها در هر
[١] - همان/ ٩٩.
[٢] - همان/ ١٠٠.
[٣] - همان/ ١١٠.
[٤] - همان/ ١١١.
[٥] - همان/ ١١٤.
[٦] - همان/ ١١٥.
[٧] - همان/ ١١٩.
[٨] - همان/ ٣٩٠ و ٣٩١.