أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٨٧
فرقها دارند:
- مثل آنكه: آنها نورند، چه، ظلمت «هيولى» را ندارند، كو مشروط باشند به وضع، و اينها آميختهاند به ظلمت هيولى،- و مثل آنكه: آنها تزاحم ندارند، به خلاف اينها [كه] كيفيّات حسيّه و صور جسمانيّهاند، زيرا كه اگر قيام آنها را، به نفس ملاحظه كنى، امور نفسانيّهاند، و اگر آنها را مرآت ملاحظه خارجيّات كنى، كيفيّات محسوسه و صور حسيّهاند، چنانكه مشهور است كه مبصرات، كيفيّات محسوسهاند، ولى محسوس بالذّات هر نفسى، محسوس بالذّات خود اوست، نه محسوس بالذّات غير او.
بلى، محسوس بالعرض يكى است و مشترك است. پس، جمعى كه يك چيز را احساس كنند، محسوس عالم هر يك، غير از محسوس عالم ديگر است. پس، اين هم يك فرق است كه محسوس بالعرض، «يكى» [است] و محسوس بالذّات كثير [مىباشد]، مانند نسخه اصلى كه از آن، نسخ كثيره استنساخ شود.
پس آن صور محسوسه بالذّات را، به اعتبارى كه ما فيها ينظر باشد- نه ما بها ينظر- اگر اصطلاح كنيم به صور «هور قليائيّه»، تا فرق شود، با صور مثاليّه و با صور طبيعيّه ماديّه، باكى نيست.
و بسنج فسحت صور صرفه را، با صور ماديّه، و معانى را به صور! و قياس كن معانى جوهريّه روحانيّه مضافه به صور را، و معانى جوهريّه روحانيّه مرسله را، از طبقات نفوس و عقول متكافئه و مرتّبه و همه را، مشمول نور حق ببين كه: «كلّ شىء بشىء محيط محاط اللّه الواحد القهّار»، و بگو: سبحان اللّه العظيم- جلّ جلاله-
- و اگر بگوئى كه: هرگاه مدرك بالذّات، صور نفسانيّه است، پس بايد ما صور خارجيه را نديده باشيم، خاصّه مىگوئيد: آنها مبصرات بالذّاتند و اينها مبصرات بالعرض و معنى «بالعرض»، بالمجاز است، پس، صحّت سلب دارد، مبصريّت از اينها، و حال آنكه شك نيست كه همينها، ديده شده [اند].
- جواب گوئيم: بلى، شكى نيست كه مبصر، صورت خارجيّه است، چه صورت نفسانيّه «ما به الابصار» و «ما به ينظر» است. و به عبارت ديگر: «مرآت» لحاظ است، نه «ما فيه ينظر».