أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٦٩
غذاى روح خود كند، از اين جهت، افاضت كرده بر بدن، قوّت غاذيه كه احالت كند به جوهر مختلفه اغذيه را، و از قشور و اثقال، تصفيهها و تنقيهها كند، تا شبيه به جوهر مغتذى شود.
بيت
صاف مرواريد و مه را، بيختند
طرح لوح سينهاش را ريختند
و چون نور اسپهبد، استكمال مىكند به هيئات نوريّه و حركات جوهريّه و تحوّل به غايات، تا قرب به «غاية الغايات» كه مقصود مقرّبين است.
بيت
خلاف طريقت بود، كاوليا
تمنّا كنند از خدا، جُز خدا
فايض ساخته بر بدن، قوّت ناميه كه ترقّى مىدهد آن را در اقطار، و اگر نبودى، انسان به صورت «احسن تقويم» [١] نرسيدى و طاقت كارهاى عظيمه نداشتى و كو اهل حوامل بارهاى گران نگشتندى.
و چون نور فيّاض است و مبدأ نور [هاى] ديگر است، چنانكه نور اقهر ابهر وجوبى، مبدأ نور قاهر عقلى است و نور قاهر، مبدأ نور اسپهبد و نور اسپهبد انسانى، كامل مكمّل مبدأ نور كامل انسانى ديگر شود، از خلفا و تلامذه:
بيت
نافه گيرد ز مشك اذ فر بوى
يار گيرد ز يار بهتر خوى
فايض ساخته است، بر آن قوّت مولّده كه از خلاصه اخلاط و مهضوم رابع، قدرى افراز كند، تا مبدأ شود از براى خليفه، مثل آن موجود طبيعى كه اگر نبودى در باقيات- لا بالشّخص- «نوع» محفوظ نماندى.
و به نظر ديگر اشمخ [٢] گوئيم:
[١] - تين/ ٤. دو كلمه«احسن تقويم» را به كار برده است كه اعم از زيبايى شكل و صورت و اندام جسمانى بودهو نيكويى و زيبايى همه واحدها و عناصر تركيب كننده موجوديت انسانى را شامل مىشودو اين حقيقت كه ساختمان موجوديت آدمى از عظمت نظم و ظرافت شگفتانگيزى برخورداراست، بر هيچ محقّقى مخفى نيست. «قرآن نماد حيات معقول»/ ٢٠٢ و ٢٠٣.
[٢] - صيغه تفضيل از«شامخ».