أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٤
او پيش از آن، در زادگاهش مقدّماتى از درسهاى اسلامى را فرا گرفته بود. [١]
با نظر به اينكه پسر عمّش، زاهدى صاحب ورع بود، كردارهاى او، در شخصيت سبزوارى تأثير گذاشت و به دنياى «رياضت» قدم نهاد و راه «تهذيب نفس» در پيش گرفت. در عين حال كه به خودسازى مىپرداخت، آموختن فقه و اصول و ديگر فنون اسلامى را نيز با جديّت دنبال مىكرد، و چنين بود كه به گاه بيست سالگى، در ميان اقران خود اشتهار يافت.
از آنجا كه به معارف الهى، اشتياقى خاص داشت، مشهد را به قصد اصفهان- كه داراى كانونى عقلى و فلسفى بود- ترك كرد و با حضور در جلسات دروس حكمت، از فيلسوف بزرگ؛ مولى اسماعيل درب كوشكى اصفهانى بهره گرفت و مولى على نورى- از مدرّسين و شارحين حكمت متعاليه- را درك نمود و استفادههاى شايان برد.
بعد از توقّفى دهساله، به مشهد برگشت و به تدريس پرداخت. سالها بعد، در سال ١٢٥٠ مقارن با مرگ فتحعلى شاه قاجار، از راه بندر عباس، به حج شتافت، و در راه، سالى را در كرمان به درنگ نشست، و آنگاه به سبزوار بازگشت و ادامه عمر خويش را در زادگاهش سپرى كرد، در حالى كه به تدريس حكمت اشتغال داشت.
او سرانجام در سال ١٢٨٩ هجرى، دار فانى را وداع گفت، و در زادگاهش نيز به خاك سپرده شد. كسانى كه در سير زندگى سبزوارى دقيق شدهاند، معتقدند:
سير زندگى و ادوار حيات او، سه مرحله مشخّص دارد؛ اوّل، دوره تحصيلات در مشهد و اصفهان. دوّم، دوره رياضيات و تزكيه روحى در كرمان، سوم، دوره تأليف و تصنيف و تعليم و تربيت در سبزوار. ناگفته پيداست كه از جهت علمى و فلسفى، بارورترين ادوار زندگى سبزوارى، آخرين بخش، يعنى دوره تدريس و تأليف بوده است. [٢]
بنا به گزارشهاى تاريخى، سبزوارى مردى عارف مسلك و در عين حال،
[١] - «شرح اسماءالحسنى»/ ٢٣.
[٢] - «دايرة المعارفتشيع»، ج ٩/ ٧١- ٧٧ و «احوال و افكار ملا هادى سبزوارى»/ ٢٠٩.