أسرار الحكم - محقق سبزوارى - الصفحة ٢٢٧
فصل در افعال حق تعالى است، به وجه اجمال:
بدان كه معلول صادر از حق، يا «مبدع» است، يا «مخترع»، يا «مكون». زيرا كه يا مسبوق است به مادّه و مدّت، هر دو مثل اجسام و جسمانيّات عنصريّه و اين را «مكوّن» و «كائن» گويند، يا مسبوق نيست به هيچ يك، و اين را «مبدع» گويند، چون عقول كليّه كه جواهرى هستند مجرّد از مادّه در ذرّات و فعل. و سابقاند بر حركات و ازمنه و جهات و اوضاع و امكنه، يا مسبوقاند به مادّه، دون مدّت و اين را «مخترع» گويند، مانند «فلك» و «فلكى» كه مسبوقاند بالطّبع به «مادّه»، ليكن نه به «مدّت» كه بر مدّت و زمان «سابق» اند، نه «مسبوق».
چه، زمان، قدر حركت فلك است و حاصل مىشود از تجدّد وضع يا طبع آن:
اوّل بنا بر مشهور، و دوّم بنا بر مذهب صدر المتألّهين- قدّس اللّه سرّه- كه به حركت جوهريّه، در طبع آن، قائل است. [١]
و بر هر تقدير، زمان مؤخّر است از فلك. چه، بنابر اوّل، مؤخّر است از حركت و حركت از طبع فلك در رتبه تأخّر لازم غير متأخّر در وجود از ملزوم كه «راسم» مقدّم است بر «مرسوم» و عكس اين شقّ، در بادى نظر متصوّر است، ولى متحقّق نيست، چنانكه پوشيده نيست.
و نفوس ناطقه، به اعتبار گوهر ذاتشان، داخلاند در مبدعات، چنانكه از كيفيّت كينونت سابقه و لا حقه آنها دانستى و همچنين نفوس كليّه فلكيّه و به اعتبار
[١] - «اسفار» ج ٣، بحثجواهر و اعراض.