معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٤٩ - ١ سمرة بن جندب
آرى! سمره تا پايان عمر چنين بود، و از هرگونه تجاوز و ستمگرى به
روش طاغوتيان روىگردان نبود.
زياد بن ابيه طى اين مدت از جانب معاويه والى بصره بود، و هر از چندى براى رسيدگى به امور، به كوفه مىرفت و با دستور معاويه، سمره را جايگزين خود مىكرد. سمره در اين مدت كوتاه از ريختن خون- به بهانههاى واهى- به حدّ افراط روىگردان نبود و بيش از هشت هزار نفر را سر بريد. زياد در موقع برگشت او را مورد سرزنش قرار داد و گفت: آيا نمىهراسى كه ميان كشتهشدگان بىگناهى باشد؟ سمره گفت: اگر دو برابر اين مقدار را هم مىكشتم، هراسى نداشتم.[١]
ابو سوّار عَدَوى گويد سمره در يك صبحگاه، تنها از قبيله ما چهل و هشت نفر را سر بريد كه همگى حافظ قرآن بودند.[٢]
سلمان عجلى گويد: حاضر بودم كه افراد كثيرى را به حضور سمره آوردند كه همگى به وحدانيت خدا و رسالت خاتم الانبيا شهادت مىدادند و از هرگونه انديشه و مكتب انحرافى تبرّى مىجستند. سمره بدون توجّه به شهادت آنان، دستور داد تا همگى را سر ببرند. عجلى گويد: تا بيست و اندى را شاهد بودم كه سر بريد. ديگر تاب نياوردم و بيرون رفتم.[٣]
سمره آن اندازه در خونريزى و ستمگرى بيداد مىكرد، كه فردى مثل معاويه از كارهاى او به وحشت افتاد و او را از ولايت موقّت بصره به كلّى معزول كرد.
سمره گويد: خدا معاويه را لعنت كند؛ چنانچه به اندازه فرمانبردارى از وى از خدا فرمانبردارى كرده بودم، شايد خداوند مرا مىآمرزيد.[٤]
آرى فرمانبرارى وى از معاويه، قابل بخشش پروردگار نبود، و او خود به خوبى مىدانست كه جرايم و جنايات او قابل بخشش نيست.
[١] . تاريخ طبرى، ج ٥، ص ٢٣٦. حوادث سال ٥٠.
[٢] . همان، ص ٢٣٧.
[٣] . همان، ص ٢٩٢.
[٤] . همان، ص ٢٩١.