معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٤٦ - «كتاب» در لغت
ابن فارس گويد:
به مهرهها كه در يك رشته گرد هم آوردند، كتْبة- با ضم كاف و سكون تاء- گويند. از اينرو به «خُرزة»- به معناى مهره- كتبة گويند، جمع آن: كتَب مانند: خُرزة و خُزَر.
راغب گويد:
اصل در كتابت به هم پيوستن است، كه حروف به يكديگر مىپيوندند. گاه به گفتار نيز گفته مىشود، گرچه نوشته نباشد. از اينرو، كلام الاهى را كتاب گويند.
مانند آيه:
ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ[١]
گرچه هنوز بهصورت نوشتار در نيامده بود. و نيز آيه:
قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ.[٢]
كه مقصود سخن حق تعالى است. ولى خواهيم گفت: مقصود از كتاب در آيه دوم، شريعت است. و بر جمله نوشتارها كه گرد هم آيند، كتاب مىگويند، كه جمله صفحههاى كاغذ، كه بر آن نوشته شده باشد و به هم بپيوندند، كتاب باشد.
راغب گويد:
بر هر چه واجب و لازمالاجرا باشد، كتابت گويند، و آن بدين جهت است كه آن چيز، تقدير و اندازهگيرى شده، سپس اراده گرديده، و خواسته شده است. و هر چيز نخست، اراده مىگردد (خواسته مىشود) سپس گفته مىشود، آنگاه نوشته مىگردد. پس اراده مبدأ است و كتابت پايان، لذا بر آنچه اراده مىگردد، نام پايانى را مىآورند، تا تأكيد درخواسته را برساند.
از اينرو، كتَبَ، در گفتار قرآنى، به معناى: حَتَمَ و فَرَضَ، ثابت و واجب نمودن آمده است.[٣]
[١] . بقره، آيه ٢.
[٢] . مريم، آيه ٣٠.
[٣] . و يعبر عن الاثبات و التقدير و الايجاب و الفرض و العزم بالكتابة و وجه ذلك ان الشى اذا يراد ثم يقال ثم يكتب فالارادة مبدأ و الكتابة منتهى. ثم يعبر عن المراد الذى هو المبدأ اذا اريد توكيدُهُ بالكتابة التى هى المنتهى قال( كتب الله لاغلبنّ انا و رسلى)( راغب اصفهانى، معجم مفردات الفاظ القرآن، ص ٤٢٣)