معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤١ - مقدمه
روشها و گرايشهاى تفسيرى
مقدمه
تفسير همزمان با نزول قرآن آغاز شد، بدين صورت كه مسلمانان در برخورد با موارد ابهام يا اجمال برخى آيات يا تعابير وارده در قرآن، به حكم وظيفه به شخص پيامبر (ص) رجوع مىكردند و شرح و بسط آن را از او مىخواستند. پيامبر نيز از جانب پروردگار موظّف بود تا موارد ابهام قرآن را براى مردم، روشن و آشكار سازد:[١]
... أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ.[٢]
ما، قرآن را بر تو فرستاديم تا آن را براى مردم تبيين و آشكار سازى. باشد تا آنان بيانديشند.
از اينرو، اين پرسشها و پاسخها، هسته اوّليه تفسير را تشكيل داد و رفته رفته با پيشرفت زمان و گسترش دامنه بينش و دانش مسلمانان، بهويژه بزرگان صحابه و تابعان، و نيز فزونى اينگونه سؤال و جوابها، و فراهم بودن زمينه و استعدادها، دامنه تفسير توسعه يافت و بر حجم آن افزوده شد.
البته در عهد رسالت و نيز دوران صحابه و اوايل دوره تابعان، تفسير حالت پرسش و پاسخ داشت و از صورت نقل قول از پيامبر يا صحابه تجاوز نمىكرد، ولى در اواسط دوره تابعان به بعد، آرام آرام تفسير، حالت اجتهادى و
[١] . محمدهادى معرفت، تفسير و مفسران، ج ١، صص ١٦٧- ١٦١.
[٢] . نحل، آيه ٤٤.