معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٦٨ - ٦ سخن با ملائكه و ابليس
دانستن زبان پرندگان است. يعنى بر دريافت پيامهاى آنها قدرت داشت، نه آنكه پرندگان با زبان آدمى سخن مىگفتند.
پس صرفاً به آنچه بتواند پيام را برساند، وخواسته كسى را به ديگرى برساند، قول مىگويند. و دريافت پيام همانند شنوايى سخن باشد.
قول منسوب به ملائكه و شياطين، نيز بر همين گونه است، يعنى فرستادن
پيام و دريافت آن منظور است و گونه آن معلوم نيست، و هرگز نبايد تصور كرد كه بهگونه انسانها باشد؛ زيرا اين يك قياس معالفارق است و نبايد مجردات را با ماديات قياس كرد، و چگونگى كار و گفتار آنها را مانند كار و گفتار انسانها دانست.
انسان براى فرستادن پيام درونى و دريافت آن، وسايل مخصوص به خود را دارد. مخلوقات ديگر نيز وسايل مخصوص به خود را دارند. و نبايد انواع مخلوقات و موجودات را كه از هم جدا هستند يكنواخت پنداشت. اين پندار غلطى است كه آدمى هر چيزى را بر خود قياس كند و همگون خود بپندارد. شايد اين گونه پندار، از حسّ خودخواهى سرچشمه گرفته باشد، كه آدمى خود را معيار سنجش تمام اشياء قرار مىدهد، و با خودمحورى انديشه مىكند.
٦. سخن با ملائكه و ابليس
در آنجا هم كه خداوند با ملائكه سخن مىگويد و پيام مىرساند، يا ملائكه در جواب، گفتارى دارند، نبايد از جنس كلام آدمى دانست. همچنين در رابطه با ابليس كه:
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً.
قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ ....
قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ ....
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ ....
قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا ....