معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٢٩ - روايات عامه
كتب تراجم از او يادى نشده است، جز در رابطه با حديث سهو النبى، آن هم
به روايت عمران بن حصين كه در صحيح مسلم در رابطه با سلام دادن بر سر سه ركعتى آمده است.[١]
لذا- در اين رابطه- سخن شيخ مفيد، درست است كه ذو اليدين مربوط به حديث سهو النبى را مجهول الشخصيه ناميده است. از اين رو، سخن شيخ صدوق، كه او فردى معروف است، درست نيست.
ثالثا، اگر ذو اليدين، همان ذوالشمالين است كه در احاديث شيعه آمده، و صدوق او را عميربن عبد عمرو خزاعى معرفى كرده كه در واقعه بدر شهيد شده است، پس نمىتواند ابوهريره،- كه در سال هفت هجرى اسلام آورد- راوى حديث وى باشد؛ بهخصوص با عبارت بينما انا اصلي مع رسول الله[٢] كه در حديث ابى هريره آمده است و مىرساند خود وى در قضيه حاضر بود، نه اينكه صرفاً ناقل باشد.
همچنين عمران بن حصين- راوى ديگر حديث ذى اليدين- در سال هفتم فتح خيبر، اسلام آورد.[٣]
و اما عبدالله بن بجينه كه عبدالله بن مالك است، نامى از ذواليدين نياورده است.
در نتيجه، روايات سهوالنبى، اصل ثابت و راسخى ندارند و نمىتوان مطلب با اين اهميتى را با چنين رواياتى ثابت كرد.
علاوه كه روايات شيعه و اهلسنت مجموعاً دو عيب بزرگ دارند.
اولًا اعراض اصحاب: انديشمندان، علما و فقهاى اماميه از روايات سهوالنبى عموماً روىگردانند؛ چنانچه شهيد اول فرمود:
و هو متروك بين الامامية.[٤]
[١] . ر. ك: الاصابة، ج ١، ص ٤٢٢، رقم ٢٢٣٨؛ صحيح مسلم، ج ٢، ص ٨٧.
[٢] . در بخارى، ج ٢، ص ٨٦:« صلى بنا النبى ...»؛ و در صحيح مسلم، ج ٢، ص ٨٦:« صلى بنا رسول الله ...»؛ و در فتحالبارى شرح بخارى، ج ٣، ص ٧٧:« بينما انا اصلى مع رسول الله ...».
[٣] . ابن اثير، اسدالغابة، ج ٤، ص ١٣٧.
[٤] . ذكرى، ص ٢١٥.