معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١١٧ - امتيازات الميزان در گفتوگو با استاد محمد هادى معرفت
بنده عقيدهام بر اين است و اثبات مىكنم، تا آنجا كه مىتوانم روى مواردى خاص در اين تفسير انگشت بگذارم، اين تفسير گنجينهاى از انديشههاى اسلامى است، در سطح بسيار بالا و نوآورىهاى بسيار قابل توجهى در اين تفسير هست كه متأسفانه در زمان خود علامه اين مطالب در جامعه ما روشن نشده است، چه رسد به جامعه ديگران. و هنوز هم همين گونه است و مواد خام اين تفسير در هالهاى از ابهام پوشيده است و مرور زمان، اين مطالب را روشن خواهد ساخت.
همانگونه كه علامه مطهرى فرمودهاند، من نيز واقعاً عقيده دارم كه وجود عينى و شخصيت عينى علامه در الميزان منعكس است و ناشناخته مانده است و اگر روند به همين شكل باشد، گمان ندارم تا صد سال ديگر نيز ايشان شناخته شود.
علامه مطالب بسيار نو و تحقيقات بسيار عميق و عالى در اين تفسير مطرح كردهاند. نمىخواهم به كسى جسارت كنم، ولى شاگردان شاخص ايشان يا نفهميدهاند و به مطالب ايشان نتوانستهاند برسند، يا كوتاهى مىكنند. يكى از اين دو است.
بنده هم اكنون عقيده دارم، درباره برخى از مطالب، اگر نظر علامه را در اين تفسير از شاگردان برجسته ايشان بپرسيم، يا نمىدانند، يا اگر مىدانند، عرضه نكردهاند و هر يك از اين دو داراى اشكال است.
چرا نبايد شاگردان علامه او را به جهان معرفى كنند؟ علامه يك شخصيت علمى است، اسلامشناس است. ما بزرگترين اسلامشناس را با يك مغز فلسفى عميق در دوران اخير داشتهايم و او در اين تفسير، اسلام را به ما درست شناسانده است. آيا نبايد اين شخصيت شناخته شود و افكارش مطرح گردد؟ چرا افكار علامه مطرح نمىشود؟
هم اكنون ما مىبينيم شاگردان ايشان تفسير مىنويسند؛ ولى مطالب خودشان را مىنويسند. قصد جسارت نيست، ولى بسيارى از مطالب خودشان جز مطالب عمومى چيزى نيست، در صورتى كه مطالب ايشان، همه، مطالب نو