معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٣٩ - ٢ پاسخ به اهل تحقيق
از زيباترين و رساترين شيوههاى زبان عرب، و ظريفترين استعارهها بهره گرفتهايم.
آنجا كه مولا اميرمؤمنان- عليهالسلام- در توصيف و مقام ارجمند علمى خود سخن مىگويد:
ينحدر عني السيل و لا يرقي الي الطير.[١]
خود را به جَبَل شامخى تشبيه كرده كه سيل خروشان از آن سرازير، و هر مرغ بلند پروازى به بلنداى آن نرسد. اين يك تشبيه مضمر است كه تنها به ذكر خواصّ مشبّه به «ترشيح» بسنده شده و اين از شيواترين استعارههاى ظريفى[٢] است كه در اين سخن نغز علوى به كار رفته و قرآن كريم انباشته از اين ظرافتهاى كلامى است كه مايه اعجاب همگان قرار گرفته و بسى جفا است كه با فرض استعمال در معناى عام مشترك، تمامى اين ظرافتها را ناديده بگيريم.
ج. نقد سخن شنقيطى: مايه شگفتى است كه آقاى شنقيطى، با فرض انكار مجاز در قرآن، اينگونه ظرافتهاى بديعى را ناديده گرفته، و در توجيه آن گفته است: البته اينها اسلوبها و شيوههاى كلامى است كه قرآن- طبق عرف لغت- به كار برده، و جاى انكار نيست.[٣]
بايد به وى گفت: نام اين شيوههاى ظريف چيست؟ آيا نامى جز استعاره و مجاز و ديگر نكات بديعى معروف، براى آن مىتوان يافت؟ آرى! نبايد چيزى را منكر شد كه به ناچار بايستى آن را پذيرفت، و با نبردن نام، دردى علاج نمىشود.
به علاوه بايد توجه داشت كه نفى تجوّز در قرآن، تنها درباره اسما و صفات زمينه دارد و نمىتوان بهطور مطلق، منكر مجاز چه در قرآن و چه در لغت شد؛ زيرا همانگونه كه اشارت رفت، كاربرد مجاز و استعاره و كنايه و ديگر نكات بديعى كلام، در قرآن، از عمدهترين مايههاى اعجاز بيانى و جمال
[١] . نهجالبلاغه، خطبه ٣( شقشقيه)، ص ٤٤( مرحوم دشتى).
[٢] . مانند:« و اذا المنية أنشبت أظفارها- الفيت كلّ تميمة لا تنفع».
[٣] . محمد خضر شنقيطى، منع جواز المجاز فى المنزل لتعبّد و الاعجاز، ص ٦٣.