معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٥٥ - ١ سمرة بن جندب
عائشه، خطاب به مروان مىگويد:
أمّا أنْتَ يا مروانُ فأشْهَدُ أنَّ رسول الله (ص) لَعَن أباك و أنت في صُلبه.
عبدالله بن عمر و بن العاص مىگويد: نزد پيامبر بودم كه فرمود: اكنون مرد لعينى وارد مىشود. آن مرد كه همان لحظه وارد شد، كسى جز حكم بن ابى العاص نبود.
در سبب لعن و نفرين پيامبر نسبت به حكم نوشتهاند: علاوه بر جاسوسى و افشاى اسرار سياسى، همواره پيامبر را با حركات ناهنجار تمسخر مىكرد، و گاه راه رفتن پيامبر- كه به سبب پيرى به سختى راه مىرفت- را تقليد مىكرد و به دنبال وى لنگان لنگان راه مىرفت و موجب تمسخر حضرت مىشد. نوشتهاند گاه كه پيامبر در خانه يكى از زوجات خود خلوت داشت، از ديوار خانه بالا مىرفت، سر مىكشيد و شكلك در مىآورد. وقتى پيامبر او را ديد، فرمان تبعيدش را صادر كرد. و فرمود: اميدوارم همواره ناهنجار و لنگان باشى. حَكم تا آخر عمر پليدش، قبيحالمنظر و در راه رفتن، لرزان و مورد مسخره ديگران شد. عبدالرحمان بن حسان بن ثابت در اين باره مىگويد:
|
إنّ اللعين أبوك فارم عظامه |
إن ترم ترم مخلّجاً مجنونا |
|
يمسي حميص البطن من عمل التقي و يظلّ من عمل الخبيث بطينا[١]
آيا شرمآور نيست كه اين شخص پليد را جزو اصحاب بهشمار آوريم؟
از اين قبيل افراد ناشايست بسيارند كه لقب صحابى بودن را به دنبال مىشكند، ولى شمّهاى از خلق و خوى پيامبر، يا پاىبندى به اصول شريعت در آنان ديده نمىشود.
٤. عمر و بن العاص كه ننگ آفرينترين رجل آن عصر بود.
[١] . ابن عبدالبرّ، الاستيعاب فى معرفة الاصحاب، حاشيه الاصابه، ج ١، صص ٣١٨- ٣١٧. وى مىگويد: فاما قول عبدالرحمان« ان اللعين ابوك» فروى عن عائشة من طرق ذكرها ابن ابى خيثمة و غيره انها قالت لمروان اذ قال فى اخيها عبدالرحمان ما قال* اما انت يامروان فاشهد ان رسول الله صلى الله عليه و سلم لعن اباك و انت فى صلبه ... عن عبدالله بن عمر ابن العاص قال: قال رسول الله صلى الله عليه و سلم يدخل عليكم رجل لعين ...» ترجمه وى ر. ك: ابن حجر، الاصابه فى تمييز الصحابه، ج ١، ص ٣٤٤، عدد ١٧٧٧؛ ابن اثير، أسد الغابة، ج ٢، صص ٤٤- ٣٣.