معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٥٦ - تعريف اهلبيت و گستره آن
٥. ابوموسى اشعرى كه خيانت بزرگ نسبت به بزرگترين مرد جهان اسلام را مرتكب شد. او در اواخر عمر ننگين خود به اندازهاى پير و خرفت گرديد كه جملاتى را بهعنوان آيههاى جاافتاده از قرآن مطرح مىكرد.
٦. مروان بن الحكم كه نشانه الوزغ ابن الوزغ را آذين سينه پر كينه خود كرده بود.
٧. وليد بن عُقبه، ابو الأعور سلمى، ضحّآك بن قيس و مغيره بن شعبه كه در حمله به خانه دختر پيامبر اكرم و ضرب و شتم آن حضرت سهمى خطير ايفا كردند. اينان همواره مورد لعن و نفرين بزرگ مرد اسلام مولاى متقيان قرار داشتند.[١] آيا شايسته است كه چنين افراد ناشايستى را به لقب فخيم صحابى مفتخر كرد؟ كلّا و صد كلّا.
تعريف اهلبيت و گستره آن
آرى! در ميان صحابه افرادى بودند كه اين لقب را به شايستگى به خود اختصاص داده بودند، و مقصود از هر مدح و ثنا يا تعريف و توصيف توسط پيامبر اكرم و ائمه اطهار درباره صحابه، همين گروه نخبهاند. به قول معروف ضمير، مرجع خود را مشخّص مىكند.
اساساً تناسب حكم و موضوع يكى از اصول بلاغت كلام است كه شنونده بايد عاقل باشد!
١. از نگاه اميرمؤمنان
متّقى هندى از طريق زاذان چنين روايت مىكند: جمع كثيرى پيرامون مولا اميرمؤمنان گرد آمده بودند. وقتى حالات خوشى در وى يافتند، فرصت را غنيمت شمردند و از وى درخواست كردند راجع به صحابه خويش سخنى
[١] . ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج ٤، ص ٧٩.( كان على( ع) يقنت فى صلاة الفجر و فى صلاة المغرب و يلعن معاوية و عمراً و المغيرة و الوليد بن عقبة و ابا الاعور و الضحاك بن قيس و بُسر بن ارطاة و حبيب بن مسلمة و ابا موسى الاشعرى، و مروان بن الحكم و كان هولاء يقنتون عليه و يلعنونه)