معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٣٥ - دلايل منكران مجاز
شده. مجاز، كاربرد لفظ در معنايى مشابه معناى اصلى كه با دلالت عقل و همراه با قرينه انجام مىگيرد.
در واقع، حقيقت را از آن جهت حقيقت مىگويند كه لفظ در جايگاه اصلى خود كه شايسته آن بوده، به كار رفته، ولى مجاز، گذر از مرز معناى اصلى و وضعى و به كار رفتن در معنايى مُشابه و همگون معناى اصلى است، و با دست عقل و همراه با قرينه (دليلى جدا از وضع كه قرين لفظ قرار گرفته) صورت مىگيرد.
عبدالقاهر جرجانى درباره استعاره گويد:
استعاره در جايى است كه معناى اصلى و وضع لغوى لفظ شناخته شده باشد؛ بهگونهاى كه كاربرد آن در معناى مشابه يا مناسب، بهعنوان انتقال از جايگاه خود است، گويى كه عاريه گرفته شده است.[١]
از اينرو، معناى حقيقى و معناى مجازى، هر دو، حقيقت عينى دارند، و حقيقت به معناى فلسفى آن درباره هر دو صادق است، جز آنكه معناى اصلى با دست وضع تعين يافته و دلالت بر آن وضعى است، ولى معناى مجازى به لحاظ مناسبتى است كه با معناى اصلى دارد، در عينحال حقيقتى است كه عينيت ذاتى دارد، كه لفظ، بهعنوان عاريت در آن به كار رفته و دلالت بر آن، با كمك قرينه و رهنمود عقل انجام مىگيرد. لذا معناى مجازى نه وهمى است تا از حقيقتى عينى حكايت نكند، و نه سلبى محض است تا حالت كذب داشته باشد؛ بلكه مدلول مجاز همچون مدلول حقيقت، حقيقتى عينى است، با اين تفاوت كه مدلول حقيقى، اصلى و وضعى است، و مدلول مجازى تَبَعى و فرعى.
دلايل منكران مجاز
منكرين مجاز در قرآن دو گروه متقابلاند كه در اين راستا به نقطه تلاقى
[١] . عبدالقاهر الجرجانى، اسرار البلاغه، ص ٤٤؛ محمدهادى معرفت، التمهيد فى علوم القرآن، ج ٥، ص ٥٨٨؛ ان الاستعارة فى الجملة ان يكون لفظ الاصل فى الوضع اللغوى معروفاً، تدل الشواهد على انه اختص به حين وضع، ثم يستعمله الشاعر او غير الشاعر فى غير ذلك الاصل و ينقله اليه نقلًا غير لازم، فيكون هناك كالعارية.