معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٢ - تفسير در مراحل گستردگى و گونهگونى
اعمالنظر (مبتنى بر فحص و بحث) به خود گرفت، و با پيشرفت زمان، توسعه و تنوّع يافت. لذا تفسير در بدو تكوين با سبك و روش نقلى آغاز شد و هيچگونه گرايشى يا نگرشى- جز رفع ابهام يا تفصيل اجمال- در كار نبود، امّا از هنگامى كه تفسير به حالت اجتهادى گراييد، گرايشها و نگرشها پا به عرصه گذاشت، و به تفسير، علاوه بر تعمّق، گستردگى و سپس تنوع بخشيد.
روش، گرايش و نگرش!
روش: سبك، اسلوب، شيوه و چگونگى نگارش را مىگويند. در اصطلاح عربى: منهج (طريقه) گفته مىشود. منظور اين است كه مفسّر، كدام روش را در نگارش تفسير انتخاب مىكند؛ روش نقلى يا اجتهادى، و هر كدام داراى انواع مختلفى است.
گرايش: خواسته (ميل باطنى) انگيزه، باورها، پيشفرضها (مبانى) كه راه و روش بحث، تحقيق و نگارش را از پيش تعيين مىكند. در اصطلاح عربى: اتّجاه (روند- جهش) بحث را مشخّص مىكند.
نگرش: ديدگاه و راه و رسمى كه هر نويسنده در نوشتار خود برمىگزيند، و آن را دنبال مىكند تا به هدف نهايى خود برسد. غالباً گرايش و نگرش با هم تلاقى دارند و مكمّل يكديگرند، و هر دو به يك سو در حركت هستند. براى همين است كه گرايش و نگرش همسو در انتخاب روش مؤثّرند.
تفسير در مراحل گستردگى و گونهگونى
همانگونه كه اشاره شد، تفسير در ابتداى تكوين حالت نقلى داشت، آن هم با جملاتى كوتاه و روشن كه بهطور مقطعى، نقطه ابهامى را رفع يا اجمالى را تبيين مىكرد. رفته رفته همين جملات كوتاه، گسترده شد و مقدّمات تحوّل تفسير از حالت نقلى به حالت اجتهادى (همراه با اعمال رأى و نظر) فراهم گرديد.
هر يك از دو روش تفسير نقلى و تفسير اجتهادى، داراى انواع و اشكال گوناگونى است كه به شرح آن مىپردازيم: