معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٤٨ - ١ سمرة بن جندب
و پيروان مكتب تشيع بالاجماع، اينان را صحابه نمىدانند، گرچه مرافق يا ملازم
يا مصاحب و همواره در ركاب بوده باشند، چون واجد شرايط سنگين صحابى بودن را در خود فراهم نكرده بودند.
١. رهگذران ايمان آورده
در مقابل تعريف بدون مبناى ابن حجر از صحابى كه، شامل تمام اين افراد مىشود، و حتّى رهگذرى كه احياناً پيامبر را مشاهده كرده، سخنانى از وى شنيده و به وى ايمان آورده باشد، و راه خود را گرفته، و ديگر خدمت آن حضرت نرسيده باشد، نيز مشمول تعريف ابن حجر مىشود.
٢. خلافكاران
همچنين تعريف او شامل كسانى مىشود كه در محضر پيامبر بودند، ولى رفتار و كردار آنان بر خلاف سنّت و شريعت بود، و شايد هم در دل، بذر نفاق و حقد بر اسلام را مىپروراندند و خلافكارى آنان پس از رحلت پيامبر، بر ملا و بر صفحه تاريخ ثبت شد. آرى! چگونه مىتوان اينگونه افراد را صحابى شمرد؟ برخى از مشمولين تعريف ابن حجر را يادآور مىشويم.
١. سمرة بن جندب
سَمُرَة بن جُنْدَب كه در زمان پيامبر و پس از آن پيوسته حركاتى از خود نشان مىداد و فردى معاند و لجوج و مورد عتاب شديد رسول خدا بود و پيامبر عنوان «رجلٌ مضارٌّ» را نصيب او كرد،[١] آيا مىتوان او را صحابى شمرد؟
[١] . سمره در خانه مردى انصارى درختى داشت و بدون هشدار قبلى وارد منزل او مىگرديد، مرد انصارى به پيامبر شكايت كرد، پيامبر هر چه واسطه شد، زير بار نرفت و سرانجام دستور داد درخت او را از بيخ بركنند به سويش بيافكنند، سپس به او فرمود:« أنت رجلٌ مضارّ»: تو، فردى آزار رسانى. اين كلام از آلودگى درونى سمره خبر مىدهد ر. ك: ابن ابى الحديد، شرح نهجالبلاغه، ج ٤، ص ٧٨؛ و ر. ك: كافى، ج ٥، ص ٢٩٤، باب الضرار؛ من لا يحضره الفقيه، ج ٣، ص ٥٩، باب حكم الحريم، ٤٤:« ما أراك يا سمرة إلّا مضاراً» سنن أبى داوود، ج ٣، ص ٣١٥/ ٣٦٣٦:« أنت مضارّ»؛ سنن بيهقى، ج ٦، ص ١٥٧:« أنت مضارّ».