معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦١٢ - قطائع الملوك
آوردن، و تحت حيازت[١] خويش قرار دادن، در ملك حيازت كننده وارد
مىشوند، ولى خود زمين، هرگز قابل حيازت نيست و ممكن نيست شرعاً كسى زمينى را با علامتگذارى، چه در اطراف زمين مورد نظر، (مرزبندى، تحجير[٢] و چه در دفتر ثبت به ملك خود درآورد.
به اتفاق آراى فقها، تحجير (مرزبندى زمين) فقط حق اولويت مىآورد و تا احيا را شروع نكند، و مقدمات آن را فراهم نسازد، به وى تعلق نمىگيرد.
اينك اين مسأله، پيش مىآيد: آيا شخص با احيا (آباد كردن زمين) مالك رقبه زمين مىشود، بهگونهاى كه آن زمين براى هميشه در ملكيت وى و ورثهاش باقى بماند، هر چند از آبادى بيفتد، يا ملكيت وى تَبَعى است و تا زمانى كه آبادى بر قرار است و روى زمين كار مىكند، به وى تعلق دارد؟ بدين معنى كه كسى حق مزاحمت وى را ندارد. ولى با ويران شدن زمين و از آبادى افتادن، از سلطه وى خارج مىشود. البته تا آبادى وجود دارد، هرگونه تصرف مالكانه مىتواند انجام دهد، مىتواند بفروشد، ببخشد، اجاره بدهد، وقف كند و به ارث بگذارد كه تمامى اين احكام، تابع بقاى آثار است.
اساساً، ميان عمل انجام گرفته، و حق حاصل از آن، رابطه مستقيم وجود دارد:
وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى.[٣]
مسأله «اصالت عمل» از همين جا نشأت گرفته است. امام سجاد (عليهالسلام) در رساله حقوق در مورد بردگان مىفرمايد:
لم تملكه، لأنّك ما صنعته دون الله، و لا خلقت شيئا من جوارحه.[٤]
عمده استدلال امام در اين است كه «تو او را نساختهاى تا مالك او باشى». از اين سخن امام استفاده مىشود: ميان عمل و حق مالكيت، رابطه مستقيم وجود دارد.
از اينرو، از قانون إنما يملك الانسان حصيلة ذات يده بهدست مىآيد كه انسان
[١] . حيازت: به دست آوردن، و در تصرف خويش درآوردن است، كه شرايط آن بعداً بيان مىشود.
[٢] . تحجير: سنگ چينى در اطراف زمين، بهمنظور حيازت و در تصرف خويش درآوردن.
[٣] . نجم، آيه ٣٩.
[٤] . شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج ٢، ص ٣٧٨.