معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٢٨ - امتيازات الميزان در گفتوگو با استاد محمد هادى معرفت
مورد بررسى قرار داده است.
علامه تا چه اندازه از باورهاى فلسفى و عرفانى خود در تفسير متأثرند؟ برخى معتقدند، ايشان بهرغم آنكه ديگران را متهم مىكنند كه از پيش فهمها و پيشفرضهاى خودشان در تفسير قرآن متأثرند، خود ايشان نيز تحت تأثير پيشفرضها هستند و تفسير ايشان خالى از پيشفرضهاى فلسفى و كلامى نيست، اين اشكال را تا چه اندازه وارد مىبينيد؟
استاد معرفت: اين يك امر طبيعى است كه هر كسى كه در رشتهاى از علوم و معارف خبره است، هرگاه با آيهاى كه در رابطه با همان رشته است برخورد كند، طبعاً بهتر از ديگران آن آيه را مىفهمد. مثلًا وقتى يك فقيه، با آيهاى مربوط به فقه برخورد مىكند، آن آيه را بهتر از كسى كه اديب است، ولى از فقه اطلاعى ندارد، مىفهمد.
يا فرض كنيد اگر آيهاى، به يكى از مسائل علمى آفرينش جهان اشاره دارد، كسى كه از اينگونه دانشها بىاطلاع است، متوجه اشاره آن آيه نمىشود، ولى براى يك دانشمند متبحر در زمينه ياد شده، اين نكته جالب توجه است و بهگونه عميق آيه را مىفهمد.
لذا بنده عقيدهام اين است كه تفسير قرآن بايد به صورت گروهى انجام شود، به اين معنى كه جمعى كه در رشتههاى گوناگون تخصص دارند، قرآن را مورد مطالعه و دقت قرار دهند و هر گروه در رابطه با تخصص خود، آيات مربوط را روشن سازند.
بنابراين علامه كه در فلسفه و عرفان تخصص دارد، خواه ناخواه، آيات در اين رابطه را بهتر از كسى كه از فلسفه بىاطلاع است، مىفهمد. اين امرى طبيعى است و جاى انتقاد نيست. علامه نيز اين را به صورت انتقاد مطرح نكرده و امرى طبيعى مىداند. منتهى سخن علامه در اينجا، اين است كه مواظب باشند كه اين تخصص، موجب آن نشود كه بر قرآن چيزى تحميل كند، اما اگر از تخصصها در زمينه تفسير استفاده شود، چه مانعى دارد؟ بلى!
تخصصها نبايد مفسر را وادار كند كه قرآن را به سمت و سويى كه در آن