معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٦٦ - ٣ سخن گفتن با آتش
٢. سخن جهنم
يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ.[١]
روزى كه به دوزخ گوييم: آيا پر و انباشته گرديدى؟ و او گويد: آيا بيشترى هست؟
سخنى در ميان نيست، و گفتارى در كار نمىباشد. آنچه هست، زبان حال است، و كنايه از آن كه گنجايش دوزخ آن اندازه است كه هر چه درافتد فزونى نكند. و اين سخن، ردّ بر كسانى است كه گفتهاند: مگر دوزخ گنجايش اين انبوه از كافران را دارد؟
وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ.[٢]
به زمين گفته شد: آب خود را فروكش. و به آسمان گفته شد: فروگذار. آبها ته كشيد، و كار تمام شد و كشتى- به سلامت- به كوه جودى نشست. و گفته شد: دور بادا گروه ستمكاران.
اين گفتار همانا ابراز اراده وخواست پروردگار است.
٣. سخن گفتن با آتش
قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ.[٣]
منظور از قول در اينجا صرفاً، ابراز اراده پروردگار است. پس معناى آيه چنين است: «خواستيم آتش سرد و سلامت باشد. و چنين شد.» بنابراين:
حتى لفظ «كونى: بوده باش» نيز در كار نبوده است.
ونيز آيه:
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ.[٤]
صرفاً تعلق اراده پروردگار به مردن ايشان است. و فرقى ميان قال لهم موتوا
[١] . ق، آيه ٣٠.
[٢] . هود، آيه ٤٤.
[٣] . انبياء، آيه ٦٩.
[٤] . بقره، آيه ٢٤٣.