معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٧٧ - ج تأويلات اهل عرفان
ومن اقيم في القِران لم يصغِ إلي الفُرقان.
ونوحٌ دعا قومه ليلًا من حيث عقولهم و روحانيتهم، فإنّها غيب- و نهاراً دعاهم أيضاً من حيث صورتهم و جثّتهم.
وَ ما جَمَعَ في الدعوة، بينهما (بين البواطن و الظواهر) فنضرت بواطنُهم لهذا الفُرقان، فزادهم فِراراً.
ثُمَّ قال عن نفسه أنّه دعاهم ليغفرلهم، لا ليكشف لهم. و فهموا ذلك منه (ع) و لذلك جعلوا أصابعهم في آذانهم و استغشوا ثيابهم.
وهذه كلّما صورة الستر التي دعاهم إليها. فأجابوا دعوته بالفعل لا بلبّيك ...[١]
ج. تأويلات اهل عرفان[٢]
تأويلات اهل عرفان، گاه به صورت تفسير يا تأويل قرآن رخ مىنمايد، ولى در واقع يافتههايى است كه از آيات قرآن، بالمناسبه برداشت مىشود، و جنبه استشهاد دارد نه استناد، و مىتوان آن را از قبيل «تداعى معانى» تلقّى كرد كه هنگام استماع يا تلاوت آيه، به مناسبت معناهايى به ذهن خطور مىكند كه سازنده، بالنده و الهام گرفته شده از روح شريعت است.
اينگونه يافتهها، آن هم بهعنوان استشهاد نه استناد، از نظر محققّان، تفسير بهرأى يا تأويل باطل شمرده نمىشود، بهويژه در صورت عدم التباس (مشبه نشدن به تفسير) كه كاملًا خالى از اشكال است.
از ابو عمرو عثمانبن عبدالرحمان شهرزورى معروف به ابنالصلاح موصلى از تبار كرد (٦٤٣- ٥٧٧) كه مقام شيخالاسلامى ديار خود را داشت، درباره تفاسير صوفيان سؤال شد، گفت:
ابوعبد الرحمان سُلَمي تفسيرى دارد كه اگر عقيده داشته كه تفسير قرآن است، هر آينه كافر شده است. نوشتههايى كه ظاهراً كسانى مورد اطمينان از اينان، پيرامون آيات قرآن آوردهاند، بهعنوان تفسير يا تبيين معانى قرآن نبوده است، بلكه اينان صرفاً بهعنوان تنظير و تمثيل از قرآن بهره گرفتهاند، مثلًا آيه قاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ[٣] را براى جهاد با نفس
[١] . فصوص الحكم، الفصّ النوحى.( شرح قيصرى، صص ١٣٨- ١٣٦).
[٢] . ر. ك: التفسير الجامع الاثرى، ج ١، ص ٤٣.
[٣] . توبه، آيه ١٢٣.