معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٣١ - ٤ وحى رسالى
وجود ندارد، خدا ذاتى اسرارآميز دارد كه به شكل انسان درآمد، رنج و خوارى كشيد و مصلوب شد، و ديگران سرنوشت او را تلقى كرده، تجربه خود را در
قالب اسفار يا اناجيل به ثبت رساندند.
تحليل فلسفى، عرفانى وحى با مؤلفهها و ويژگىهاى وحى قرآنى، كه در آيات و روايات ذكر شدهاند، چه نسبتى دارد؟
آيتالله معرفت: نسبت بين دريافت فلاسفه و عرفاى بزرگ اسلامى از پديده «وحى» با آنچه در آيات و روايات آمده، تساوى است. يعنى همانگونه كه امام حسن عسكرى (عليهالسلام) مىفرمايند:
إن الله وجد قلب محمد افضل القلوب و اوعاها فاختاره لنبوته ...[١].
خداوند قلب و روان پيامبر را بهترين و پذيراترين قلبها يافت و آنگاه او را براى نبوت انتخاب كرد.
يا خود پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) مىفرمايند:
ولا بعث الله نبيا و لا رسولًا حتي يستكمل العقل و يكون عقله افضل من جميع عقول امته[٢].
خداوند، پيامبرى برنينگيخت، مگر آنكه عقل خود را به كمال رسانده باشد و انديشهاش از انديشه تمام امتش برتر باشد.
صدر المتألهين شيرازى مىنويسد:
باطن پيامبر پيش از آنكه ظاهرش به نبوت آراسته گردد، حقيقت نبوت را دريافت كرده بود. پيامبر باطن خود را به كمال انسانى آراسته گردانيد، پيش از آنكه اين آراستگى از باطن به ظاهر وى نمود كند. آنگاه قلب (كالبد) صفت قلب (درون) را به خود گرفت؛ وى نخست سفر از خلق به حق را آغاز كرد و سپس سفرى از جانب حق، و با حق به سوى خلق انجام داد[٣].
پيامبران هنگام بعثت، مرحله «علم اليقين» را پشت سرگذاشته، از مرحله «عين اليقين» عبور كرده و به مرحله «حق اليقين» رسيدهاند. به تعبير امام صادق (عليهالسلام) در پاسخ زراره:
[١] . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ١٨، ص ٢٠٥، ح ٣.
[٢] . محمد بن يعقوب كلينى، اصول كافى، ج ١، ص ١٣.
[٣] . صدرالدين شيرازى، شرح اصول كافى، چ ٣، ص ٤٥٤.