معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦٨ - الف نمونههايى از تأويلات مقبوله
الف. نمونههايى از تأويلات مقبوله
١. در سوره نحل، خطاب به مشركان كه در نبوّت پيامبر اسلام تشكيك مىكردند، آمده است:[١]
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ* بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ.[٢]
تشكيك، از اين جهت داشتند كه چگونه فردى از بشر مىتواند، از جانب ملكوت اعلا پيامآور باشد؟
وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْواقِ لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً؛[٣]
گفتند: اين، چگونه پيامبرى است كه (همانند ما) خوردنى مىخورد، و (چون ديگران) در بازارها راه مىرود، چرا فرشتهاى بر او فرود نيامده تا با وى اندرز دهنده باشد؟
خداوند- در پاسخ مىفرمايد-:
أَ كانَ لِلنَّاسِ عَجَباً أَنْ أَوْحَيْنا إِلى رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ؛[٤]
آيا براى كسانى جاى شگفتى است كه بر فردى از خودشان پيام فرستاديم تا مردمان را بيم و اندرز دهد؟
آنگاه مىگويد:
وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ؛[٥]
اگر او (پيامبر) را فرشتهاى نهاده بوديم، هر آينه وى را بهسان فردى بشر مىنهاديم، و كار را بر آنان در مىآميختيم چنانكه خود آميزند.
يعنى: اگر بنا بود فرشتهاى فرستاده شود، چون فرشته- با اندام اوّليه خود- قابل لمس و مشاهده نيست، مىبايست او را به اندام فردى از بشر در مىآورديم و حقيقت فرشته بودن وى را از آنان پنهان مىداشتيم، همانگونه كه خود، حقايق را پنهان مىدارند.
[١] . ر. ك: التفسير الجامع الاثرى، ج ١، صص ٣٤- ٣١.
[٢] . نحل، آيه ٤٣.
[٣] . فرقان، آيه ٧.
[٤] . يونس، آيه ٢.
[٥] . انعام، آيه ٩.