معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٩١ - تنبيه همسر
كردند تا منّت نهاده «فداء» را بپذيرد.
پيامبر فرمود: راه ديگرى هست، گفتند: كدام راه؟
فرمود: با خودش در ميان بگذاريد و او را آزاد بگذاريد تا هر تصميمى بخواهد بگيرد. پذيرفتند و بر پيامبر درود فرستادند.
زيد در اين هنگام ماندن نزد پيامبر را ترجيح داد و پدر و عمويش خوشنود بازگشتند.[١]
اين حادثه نمايانگر هزاران حوادث ناگوارى است كه در آن زمان رخ مىداد و موجب مىشد بخش بزرگى از انسانها در اسارت ديگران و بردگى به سر برند.
آيا كسى باور دارد كه اسلام با چنين پديدههاى نامشروع، ولى متعارف در آن زمان، توافق داشته باشد؟ و آيا با روح سماح و رأفتگونه اسلام سازش دارد؟ لذا نمىتوان گفت: اسلام يك چنين پديده ناگوارى را پذيرفته است.
آرى! پذيرفته است؛ بدين معنا كه در شرايط آن روز، جز توافق ظاهرى چارهاى نبود. و مبارزه علنى با آن، شايد كارساز نبود. لذا بايستى آرام آرام، به علاج قضيه مىپرداخت.
اسلام، از لحاظ تشريعى، تمامى ريشههاى بردگى را از بيخ خشكاند و تمامى راهها براى برده گرفتن را در شريعت بست. لذا يك مسلمان، براى برده گرفتن، هيچ راهى جلوى پاى خود ندارد. جز يك راه، و آن اسارت «جنگجوى عليه اسلام» در ميدان نبرد است.
تنبيه همسر[٢]
وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا.[٣]
[١] . ر. ك: ابن اثير، اسد الغابة، ج ٢، ص ٢٢٤. ابن حجر، الإصابة، ج ١، ص ٥٦٣، رقم ٢٨٩٠.
[٢] . اين نمونه را استاد در روزهاى پايانى حيات خود و در جمع قرآنپژوهان مركز تخصصى تفسير به تفصيل مورد بحث قرار داد، اما در اين نوشته تنها به اشارهاى بسنده كرده است.
[٣] . نساء، آيه ٣٤.