معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٤٤ - جامعيت قرآن كريم نسبت به علوم و معارف الاهى و بشرى
يعنى اگر چنين دستورهايى داد، اينها اطلاق و عموميت ندارد. و نبايستى با اينجور دستورهاى ارشادى كه در رابطه با محيط خاص خود معصوم است، معامله روايات احكام را نمود و به اطلاق آن عمل كرد. متأسفانه ما فقهايى را مىبينيم كه با اين قبيل از روايات چنين معاملهاى كردهاند: يعنى به اطلاق آن عمل كردهاند. حتى در قرآن آنجايى كه درباره عسل مىفرمايد: فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ[١] اگر ما بهعنوان يك فقيه بگوييم هر كس هر دردى دارد، اگر عسل بخورد، خوب مىشود، چون قرآن بهطور عموم و اطلاق گفته! اين حرف غلط است چون اين فِيهِ شِفاءٌ لِلنَّاسِ، مثل أَقِيمُوا الصَّلاةَ[٢] نيست. بلكه يك قضيه خارجيه است، عسل براى آن محيط در آن وقت شفابخش بوده، و براى امراض عمومى، كمبود كلسيم و ... آن جامعه خوب بود، نه اينكه براى برخى بيمارىهاى خطرناك هم دستور دهيم كه عسل بخورند و به اطلاق آيه كريمه عمل كنند. اين خطاى محض است.
- ما يك بحثى داريم كه بنده در همين گروه تخصص قرآنى مطرح كردم و نوشتهام كه در مشهد مشغول چاپ هستند، در كتاب التفسير و المفسرون. كه بيانات قرآن در پنج جهت با بيانات ديگران فرق مىكند. اين مسأله را علامه طباطبايى نيز مطرح كردهاند كه سخن خدا پنج ويژگى دارد.
يكى اين است كه امورى در قرآن به صورت قضاياى حقيقيه واقع شده، اينها قضاياى خارجيه و شخصيه است (از صد قضيه، هفتاد مورد) يعنى آنجايى كه قرآن مىفرمايد:
أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ.[٣]
يعنى يهود مدينه؛ اليهود، قضيه حقيقيه نيست كه همه يهود را مراد بگيريم، بلكه فقط يهود مدينه است:
أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى.[٤]
[١] . نحل، آيه ٦٩.
[٢] . بقره، آيه ٤٣.
[٣] . مائده، آيه ٨٢.
[٤] . همان.