معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١١٤ - امتيازات الميزان در گفتوگو با استاد محمد هادى معرفت
فرهنگ اروپايى، اساس آن، جدا ساختن دين از زندگى انسان است.
منطق اروپا بر اين است كه دين، يكى از خواستههاى انسان است، به اين معنى كه انسان در زندگى خود خواستههايى دارد كه يكى از آنها دين است. گاهى مىخواهد با خداى خود راز و نياز كند تا صفاى روحى پيدا كند و از فشارهاى زندگى مادى تا اندازهاى سبك شود. بنابراين، دين هم يك نياز است، مانند تفريح و نيازهاى ديگر. نه اينكه دين، پايه زندگى بشر باشد.
اين نگرش اكنون هم در اروپا هست و برخى از روشنفكران ما نيز اين چنين فكر مىكنند و بر اين باورند كه دين براى انسان ضرورى است، ولى نه اينگونه كه پايهگذار زندگى باشد، انسان خود مىتواند زندگى خود را بسازد و تأمين كند و نيازى به دين ندارد.
از اين رو براى كسانى كه اين نگرش و انديشه را دارند، تفاوتى در اين نيست كه اين دين، چه دينى باشد. همين اندازه كه انسان را آرامش روحى دهد و سنگينى بار زندگى را براى او كمى آسان سازد، كافى است. حال، دين زرتشتى باشد، يا بودايى يا مسيحى يا اسلام، فرقى در اين نيست. و هم اكنون بسيارى از نويسندگان و سخنرانان كشور ما از لابهلاى سخنانشان همين مطالب بهدست مىآيد. و نگرانى آنها از اين است كه چرا ما زندگى جامعه را بر روى پايههاى دين بنا مىكنيم.
شيخ محمد عبده، نسبت به اين انديشه نگران بود و اساساً اين تفسير (المنار) به صورت مقالاتى بود كه در آن به جنبههاى تربيتى و اجتماعى قرآن مىپرداخت و هدف و سخن او اين بود كه جامعه، در تمدن بشرى، بايد از دين و وحى الهام بگيرد و ظاهراً از موفقترين افرادى كه در اين زمينه كار كردهاند، ايشان بوده است.
پس از او سيد قطب متوجه همين نكته و همين نگرش است. شيخ محمد عبده اديب بود و سيد قطب هم نويسنده و اديب بود، ولى سيد قطب، دانش او را نداشت و از اين نظر در سطح او نبود، گرچه خود دانشمند است.
خلاصه آن كه اين گونه تفاسير در عصر اخير، به اين جنبه توجه بسيارى