معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١١٢ - ب تأويل
يظهر بها فهو أثرها الحاكي لها بنحوٍ من الحكاية و الاشارة ...؛[١]
همچنين بايد موضوع تأويل را در نظر آورد كه تأويل حقيقتى خارجى است كه موجب تشريع حكمى از احكام الاهى يا بيان معرفتى از معارف الاهى يا وقوع حادثهاى- كه مضمون داستانى از داستانهاى قرآنى است- شده است؛ اگر چه به دلالت مطابقه، مدلول خود امر و نهى يا بيان و قصّهاى كه در قرآن آمده، نيست. جز اينكه چون آن امر خارجى تنها سببى است كه اين اوامر و نواهى و بيانات و قصص از آن سرچشمه گرفته و ظاهر شده، از اينرو، اثر آن بوده كه از باب حكايت اثر از مؤثر، بهگونهاى دلالتى از آن را در بر دارد.
وى در توضيح مطلب مىفرمايد:
فتأويل قوله: اسقني، هو ما عليه الطبيعة الخارجية الانسانية، من اقتضاء الكمال في وجوده و بقائه؛[٢]
پس تأويل امر به آب دادن (اسقنى) همان حقيقت خارجى است كه اقتضاى كمال در جانب وجود و بقا است.
او در تفسير آيه ٨٢ سوره كهف مىفرمايد:
التأويل في عرف القرآن هي الحقيقة التي يتضمّنها الشيء و يؤول اليه و يبتني عليها، كتأويل الرؤيا و هو تعبيرها. و تأويل الحُكم و هو ملاكه. و تأويل الفعل و هو مصلحته و غايته الحقيقية. و تأويل الواقعة و هو علّتها الواقعية و هكذا؛[٣]
تأويل در عرف قرآن، حقيقتى است كه هر چيزى آن را در بر دارد و وجود آن چيز مبتنى بر آن و برگشت آن چيز به آن است؛ مانند تأويل خواب كه به معناى تعبير خواب است و تأويل حكم كه مراد ملاك حكم است و تأويل فعل كه مراد مصلحت و هدف حقيقى آن است و تأويل واقعه، كه منظور علت واقعى آن واقعه و حادثه است و همچنين در هر جاى ديگرى كه به كار رود.
شايد بهترين توضيح براى درك مقصود ايشان از تأويل، همين عبارت اخير باشد.
رب العالمين و صلي الله علي محمد و اله الطاهرين.
[١] . همان، ص ٥٢.
[٢] . همان.
[٣] . همان، ج ١٣، ص ٣٤٩.