معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٨٧ - دو نكته
به معناى امكان التمتّع بالحقوق (فراهم بودن امكانات در بهرهگيرىها و بهرهمند
شدنِ افراد از حقوق مفروضه خود) مىباشد. يعنى هر فرد در جامعه، وفق شايستگى و وضع اجتماعى خود، حقوقى دارد كه قانون، آن را برايش تعيين كرده است. اگر بتواند با كمال راحتى از اين حقوق حقه خود استفاده كند، آزادى خود را در بهرهگيرى از بهرههاى طبيعت بهدست آورده و نظام اسلامى اين امكانات را با كمال جدّيت فراهم كرده است.
دو نكته
١. نظام اسلامى، در صورت وقوع تزاحم ميان مصلحت فرد و جامعه، مصلحت جامعه را مقدّم مىدارد، زيرا مصلحت جامعه، مصلحت همگانى است، از جمله همان فردى كه مصلحتش در خطر قرار گرفته است و در واقع يك مصلحت مقطعى با مصلحت هميشگى درگير شده، كه مصلحت فرد ايجاب مىكند مصلحت هميشگى او بر مصلحت مقطعى مقدم داشته شود.
علاوه اگر چنين نباشد و مصلحت تكتك افراد، در صورت تزاحم، مقدم داشته شود، نظام جامعه از هم مىگسلد و با ايجاد هرج و مرج، يك نوع نظام از هم گسيخته بهوجود مىآيد كه تحت هيچ ضابطهاى قابل كنترل نيست.
٢. در نظام اسلامى، تضخّم ثروت (انباشته شدن بىرويه و بىحد و حصر ثروت) به وجود نمىآيد؛ زيرا بر منابع درآمدها و نحوه مصرف، بر روى تكتك افراد، نظارت دارد، و قانون (از كجا آوردهاى؟ من اين لك هذا شديداً اجرا مىشود.
ثروتهاى بىحدّ و حصر و انباشته شده بىرويه، عموماً از طُرُق غيرمشروع بهدست مىآيد، وگرنه فرد، هر اندازه توانمند باشد، نمىتواند بيش از گليم خود، به بيرون قدم گذارد. و بيشتر ثروتهاى انباشته شده، با ملاحظه سوابق چنين افراد، از راه نامشروع فراهم شده است:
قال الامام اميرالمؤمنين- عليهالسلام-: ما رأيت نعمةً موفورة الّا و الي جانبها حقّ مضيع.
ثروت انباشته شدهاى نبوده كه در كنار آن حقى ضايع نشده باشد.