معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٧٤ - الف نمونههايى از تأويلات مقبوله
اسلامى در هر بعدى از ابعاد تشكيلاتى آن، مايه زيان و شكست و پايين آمدن شوكت اسلام است.
از همين شيوه استنباط، مسأله «ماليات» و «ضرائب» و «عوارض» كه از جانب كارشناسان متعهد تعيين مىشود، مشروعيت پيدا مىكند.
اينگونه است شيوه استنباط مفاهيم كلى، از آيات قرآن كه در ظاهر، به موارد خاص نظر دارند. و بدينگونه به «معانى باطنه» قرآن، دستيابى فراهم مىشود.
همين است راه و رسم پى بردن به تأويلات آيات قرآن كريم.[١]
متأسفانه، اين شيوه، در تأويلات و تفاسير باطنى اهل تأويل (صوفيه و عرفا)، مورد عنايت و متابعت نيست، و بيشتر، بىگدار به آب مىزنند.
البته اين گروه مدعى آن هستند كه از راه كشف و شهود، به اين معانى رسيدهاند كه از ديگران پوشيده است، ولى اين گونه «ادّعاها» صرفاً براى خود مدّعيان ارزش دارد، و به قول داود قيصرى براى ديگرن فاقد اعتبار است.[٢]
اصولًا، مبناى «تشيع» بر آن است كه از غير «معصومين» هرگونه مطلبى را، بدون دليل نپذيرند. و مدّعيان مكاشفه، كه بيشتر بزرگان معروف اهل تصّوف و عرفان مىباشند، آنقدر گفتههاى بىاساس سرودهاند، كه هر انسان هوشيارى را از سرسپردگى مطلق به اين گروه، باز مىدارد.
در اين زمينه، شايسته است به برخى از مكاشفات ابن عربى، در فتوحات و فصوص، و كراماتى كه عطار در نفحات الاسرار، و جامى در تذكرة الاولياء و غيره آوردهاند، مراجعه كنيد.[٣]
تذكر يك نكته مهمّ
در اينجا بايد متذكر شويم، كه حساب عرفاى گرانقدر سلسله جليله تشيع، كه افرادى شايسته و با باطنى آراسته، همچون ستارههاى درخشان، در اوج
[١] . تفسير و مفسران، ج ١، ص ٢٨. وى روايتى را نيز در مورد وضع ماليات بر امت توسط اميرمؤمنان( وسايل الشيعه، ج ٩، ص ٧٧) نقل مىكند.
[٢] . آنجا كه مىگويد: و مجرّد دعوى المكاشفة لا يوجب الاهتداء اليها ...» ادعاى كشف و شهودشان نيز اطمينان بخش نيست.( يثربى، عرفان نظرى، ص ٢٣٣).
[٣] . ر. ك: تفسير و مفسران، ج ٢، صص ٤٢٥- ٤١٥.