معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٦٧ - صحابه راستين از نگاه انديشمندان
لَقَدْ رَأَيْتُ أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ- صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه و سَلَّم- فَمَا أَرَي أَحَداً يُشْبِهُهُمْ مِنْكُمْ لَقَدْ كَانُوا يُصْبِحُونَ شُعْثاً غُبْراً وَ قَدْ بَاتُوا سُجَّداً وَ قِيَاماً يُرَاوِحُونَ بَيْنَ جِبَاهِهِمْ وَ خُدُودِهِمْ وَ يَقِفُونَ عَلَي مِثْلِ الْجَمْرِ مِنْ ذِكْرِ مَعَادِهِمْ كَأَنَّ بَيْنَ أَعْيُنِهِمْ رُكَبَ الْمِعْزَي مِنْ طُولِ سُجُودِهِمْ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ هَمَلَتْ أَعْيُنُهُمْ حَتَّي تَبُلَّ جُيُوبَهُمْ وَ مَادُوا كَمَا يَمِيدُ الشَّجَرُ يَوْمَ الرِّيحِ الْعَاصِفِ خَوْفاً مِنَ الْعِقَابِ وَ رَجَاءً لِلثَّوَابِ؛[١]
همانا ياران محمد (ص) ديدم. را كه هيچ كدام از شما را مانند آنان نمىبينم. صبحگاهان با موهايى ژوليده، غبارآلود، بر مىخواستند، در حالى كه شب را به سجود و قيام گذرانده بودند. و به نوبت، گاه پيشانى و گاه گونه بر زمين مىساييدند و از ياد روز رستاخير ناآرام بودند، گويى بر پاره آتش ايستادهاند. ميان دو چشم- بر پيشانى- بر اثر درازاى سجود، چون زانوى بُزان پينه بسته بود.
هرگاه نام خدا برده مىشد، چندان مىگريستند كه گريبانهاشان تر مىگرديد، و همچون شاخههاى درخت در هنگام تند باد، مىلرزيدند، و همواره از عقاب الاهى بيم داشتند، و در عينحال اميد پاداش را در دل مىكاشتند.
ملاحظه مىشود كه مولا اميرمؤمنان- صلوات الله عليه- صحابه راستين را چنان توصيف مىكند كه گويى از صدّيقين و عبّاد مخلص سخن مىگويد؛ تعريفى كه با امثال حَكم، مروان، مُغيره، بَسر، عمرو و ... كه در ورطه جهالت و ضلالت غوطهور بودند، هرگز تناسبى ندارد.
از اينرو، هرگاه در كلام بزرگان و پيروان مكتب اهلبيت، سخن از صحابه مىرود، يا مورد مدح و ستايش قرار مىگيرند، همانا مقصود، صحابه طبق تعريف و توصيف ائمه اهلبيت است.
صحابه راستين از نگاه انديشمندان
صحابه- به معناى صحيح كلمه- همواره مورد ستايش و عنايت انديشمندان جهان اسلام و تشيع بوده، و داراى اعتبار و سند حجييت بودهاند.
براى نمونه، مرحوم صدوق- اسوه نقد و تمحيص- در كتاب من لا يحضره
[١] . نهج البلاغه، خ ٩٧.