معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٥١ - جامعيت قرآن كريم نسبت به علوم و معارف الاهى و بشرى
امروز ممكن است چيزهايى را بهدست آورد كه اگر شارع امروز مىبود، ممكن بود همينها را نيز تأييد كند. شما فرموديد «بعضى از عمومات قرآن، از نوع قضاياى شخصيه است»، آيا مىتوان اين مطلب را به احكام نيز سرايت داد؟
محمد هادى معرفت: خير! در تشريعات چنين چيزى وجود ندارد [مثلًا عاقله با توجه به شرايط آن روز وضع شده است و امروز كه آن روابط قبيلهاى وجود ندارد، ديگر اين بحث مطرح نيست] اينها از همان مسايلى است كه مىگويند با پيشرفت تمدّن بايد [احكام نيز] عوض شود. ما اين حرفها را قبول نداريم. چرا؟ چون اين احكام بر اساس آن روابط است كه قبلًا وجود داشت و حال آنكه آن روابط ديگر نيست. اين خيال شما است و اينجور نيست. شرع ممكن است بعضى احكام را از عرف بگيرد، يعنى بپسندد، چون ملاكهاى شرعپسند در آن وجود دارد. يعنى ممكن است انسان روى همين دو جنبه آن را اختيار كرده باشد. شرع ممكن است برخى احكام را كه از عرف و عقلا گرفته، و امضائاً وارد شرع كرده، اين ممكن است داراى هر سه ملاك بوده باشد، منتهى عرف عقلا با توجه به همان دو ملاك آن را تشريع كردند كه شارع، ملاك سوم را هم در آن احراز كرده است، لذا آن را امضاء كرده است. يعنى اين مسايل هم در آن بوده، منتهى او توجه نداشته. اما معنايش اين نيست كه اختيار را به عرف بدهيم، چونكه شارع برخى از احكام را از عرف گرفته باشد. اين فرض است و حال آنكه چنين چيزى هم نيست. يعنى در تشريعات هم آنچه هست، اينها از مبدعات خود شرع است و اگر قبل از شرع اسلام بوده- چون در شرايع قبلى هم وجود داشته است- اين شريعت، شريعت ابراهيمى است. يعنى شريعتى است كه از پدر انبيا، حضرت ابراهيم آورده شده است. و لذا قرآن نيز اين نكته تصريح مىكند و مىگويد:
مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ.[١]
اين مسأله است كه اصلًا اسلام كه پيغمبر آن را عرضه كرده، دينى است كه
حضرت ابراهيم در دو هزار سال پيش آن را مطرح كرده است. اين سخن نص
[١] . حج، آيه ٧٨.