معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٥٨ - مقدمه
هر آينه پايه مستحكمى ندارند و دليلشان سست و فروپاشيده است.
خلاصه اينكه انبيا چون چيزى جز حقيقت و مطابق فطرت عرضه نمىكنند، همواره آزادانديشان، دعوت آنان را بىچون و چرا مىپذيرند:
لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ.[١]
وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ.[٢]
ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ.[٣]
قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدى فَإِنَّما يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَ ...[٤]
وَ يَرَى الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ هُوَ الْحَقَّ وَ يَهْدِي إِلى صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ.[٥]
وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ.[٦]
لذا جز مصلحتطلبان خودخواه رو در روى پيامبران قرار نمىگيرند، و اينانند كه همواره با انبيا در ستيزند و مىكوشند تا با زور يا تزوير از دعوت حق جلوگيرى كنند، وگرنه حق براى همه- حتى براى حقستيزان- هميشه روشن است:
وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا.[٧]
حق را ناديده مىانگارند با آنكه درونشان آن را باور داشته است.
آرى! طبع ستمگرى و برترىجويى، آنان را به اين راه انحرافى كشانده است.
اينانند كه در مقابل دعوت انبيا- اگر توانستند با زور، وگرنه با تزوير- به كارشكنى مىپردازند و سدّ راه ايجاد مىكنند.
هرگاه با منطق زور، سدّ راه شدند و مانع ايجاد كردند، بايستى جبهه حق،
دست به شمشير ببرد و سدّ شكنى كند. و اگر با تزوير به شبههافكنى دست
[١] . رعد، آيه ١٤.
[٢] . اسراء، آيه ١٠٥.
[٣] . بقره، آيه ٢.
[٤] . يونس، آيه ١٠٨.
[٥] . سبأ، آيه ٦.
[٦] . حج، آيه ٥٤.
[٧] . نمل، آيه ١٤.