معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٩ - ١ تفسير باطنى يا تفسير رمزى و اشارى
بخش دوم: بررسى تفسير عرفانى
١. تفسير باطنى يا تفسير رمزى و اشارى
اكنون نوبت آن است كه شيوه تفسير عرفانى را با شناختى كه از مكتب عرفان كسب كرديم، مطرح سازيم.
اهل عرفان، خود را خوّاص و برخى از شاخصين خود را خاصّالخواصّ مىدانند و مىپندارند راه دريافت مطالب ايشان كه از اسرار نهفته است، بر همگان كه از طبقه عوام مىباشند، بسته است.
از طرفى، قرآن كه داراى ظهر و بطن، داراى مفاهيم بلندى است، كه از اسرار پنهانى قرآن محسوب مىشود، كه فهم آن مخصوص خواصّ است، كه با اسرار شريعت سروكار دارند.
چون، قرآن اينگونه معانى باطنى را با رمز و اشاره، براى تفهيم خواص گفته، اينان بر اين عقيدهاند كه بايد با همان شيوه رمز و اشاره، اسرار نهفته قرآن را بيان دارند، و دلالت ظاهرى قرآن را، براى طبقه عوام واگذار كنند.
مىگويند: انبيا، دليل كاروان راه شريعتاند كه عامّه خلايقاند. و راهنماى قافله راه طريقتاند كه خواصاند. چون هر طائفه به قدر استعداد فطرى كه دارند قبول فيض هدايت هادى مىتوانند نمود.
نكته قابل توجّه آنكه اهل عرفان در تأويلاتى كه نسبت به ظواهر قرآن، انجام مىدهند، تقيدى ندارند كه آن را به شاهدى از قرآن يا دليل عقل يا نقل، مستند كنند، زيرا مدّعىاند كه اينگونه معانى و تفاسير را از طريق باطن و اشراق، دريافت كردهاند، و قابل استدلال نيست، مگر براى اهل ذوق و وجدان باطنى كه آن را با بينشى درونى مىتوانند بپذيرند. لذا بيشتر تأويلات اهل باطن، از ديدگاه دانشمندان صاحبنظر، از محدوده حدس و تخمين فراتر نمىرود، و قابل پذيرش نيست، بلكه يك گونه تفسير بهرأى بهشمار مىآيد. براى همين، تفاسير اهل باطن، و هرگونه تفسير رمزى و اشارى را در شمار تفسير بهرأى مىآورند.
ما در جاى خود گفتهايم كه تأويل همانند تفسير، معيار و ضابطه دارد، كه