معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٣٧ - ٢ پاسخ به اهل تحقيق
٢. پاسخ به اهل تحقيق
الف. پاسخ به نياز به تأويل صفات: اينگونه تحليلها درباره صفات عاليه ذات اقدس، ظاهراً موردى ندارد و هرگز جاى توّهم مجاز نبوده است كه تأويل نياز باشد.
توضيح: اسما و صفات حقتعالى با همان مفاهيمى كه بر ديگران اطلاق مىشود، بر ذات حق- بدون تأويل و مجازگويى- اطلاق مىشود؛ زيرا عناوين اشتقاقى صفات ذاتاً داراى معانى بسيط و بيشتر مفاهيمى نسبى و از مقوله «اضافه» اند و از هرگونه تركيب و اقتران مفهومى به دور مىباشند.
آرى! اين تحليل عقلانى است كه براى اين عناوين اشتقاقى، مفاهيمى تركيبى و اقترانى فرض مىكند و در نتيجه اطلاق آن بر ذات حق، به تأويل نيازمند مىشود، مثلًا عنوان وصفى «عالِم» از نظر عرف و لغت داراى مفهومى ساده و بسيط و در عينحال نسبى و اضافى است، زيرا «علم»- مبدأ اشتقاقى وصف عالم- خود مفهومى اضافى است كه با ملاحظه حضور معلوم نزد العالم و رفع حجاب، انتزاع شده است، همچون زوجيت اربعه، كه يك وصف انتزاعى محض است و چيزى در عالَم عَين بر ذات اربعه افزوده نشده و صرفاً يك عنوان اشتقاقى انتزاعى است كه مفهومى بسيط و عارى از هرگونه تركيب و اقتران خارجى دارد.
همينگونه است وصف اشتقاقى «عالِم» و يك حالت اضافى است كه ميان عالِم و معلوم لحاظ شده و همانگونه كه بر ذات معلوم چيزى نيافزوده، بر ذات عالِم نيز چيزى نيافزوده است و اين عناوين اشتقاقى با همان مفاهيم بسيط و بهدور از تركيب و اقتران، در متداول عرف و لغت به كار برده مىشود. لذا اطلاق آن بر ذات حق همچون ديگران يكسان، و از هرگونه مجازگويى بهدور است.
آرى! در تحليل عقلانى است براى عناوين اشتقاقى مفاهيمى تركيبى- اقترانى تصوّر مىشود، مثلًا در تحليل عقلى مفهوم «عالم»، «ذات ثبت له العلم» دانسته مىشود كه مبدأ اشتقاق، قرين ذات قرار گرفته است. آنگاه در اطلاق آن