معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٧٠ - الف نمونههايى از تأويلات مقبوله
عالمانى هستند كه مردم دستور دارند، در كليه مسائل خود، به آنان رجوع و از آنان پرسش كنند:
فرسول الله و اهلبيته- عليهمالسلام- اهل الذكر و هم المسؤولون. أمر الله الناس أن يسألوهم. فهم ولاة الناس و أولاهم بهم ...[١]
و در روايتى از امام صادق (ع) آمده است:
إنّه لا يسَعُكم فيما ينزل بكم ممّا لا تعلمون إلّا الكفّ عنه و التثبّت فيه و الردّ إلي أئمّة المسلمين، حتي يعرّفوكم فيه الحقّ، و يحملوكم فيه علي القصد. قال الله عزّوجلّ: فاسألوا أهل الذكر إن كنتم لا تعلمون.[٢]
پر روشن است- با در نظر گرفتن شأن نزول آيه- كه اينگونه روايات، اشاره به مصداق أتمّ مفهوم عامّ آيه است، نه شأن نزول خاصّ! و اين روايتها، تأويل آيه را در نظر دارد نه تفسير را. ولى برخى بزرگان به ظاهر روايات اخذ كرده و گفتهاند: مخاطب در آيه مؤمنانند، نه مشركان و امكان دارد در نظم آيه خللى صورت يافته باشد![٣]
بايد گفت: روا نيست كه روايات تأويلى به جاى روايات تفسيرى گرفته شود.
٢.
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ* وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ.[٤]
خداوند سبحان در اين آيه- كه درباره بنىاسرائيل، در دوران اسارت ذلّتبارشان بهدست فرعون و فرعونيان، سخن مىگويد- بيان مىدارد: اراده ما، بر آن تعلّق گرفته است كه بر مستضعفان روى زمين (يعنى قوم اسرائيل در ديار مصر) منّت نهيم و آنان را سرورى دهيم و جايگزين مستكبران سازيم. و بر اقتدار آنان در پهناى زمين، بيافزايم. و به فرعون و هامان (وزير او) و لشكريانشان، نشان دهيم: آنچه را كه از آن، در هراس بودند!
[١] . ر. ك: بحارالانوار، ج ٢٣، صص ١٨٨- ١٧٢. حديث فوق به شماره: ٥٩. سخن از محمد حلبى است؛ از كنز الفوائد- كراجكى. و كافى، ج ١، صص ٢١٢- ٢١٠.
[٢] . بحارالانوار، ج ٢، ص ١٢٠، رقم ٣٢ به نقل از محاسن برقى.
[٣] . ر. ك: الفيض الكاشانى، الصافى فى تفسير القرآن، ج ١، ص ٩٢٥. ذيل آيه ٤٣ سوره نحل.
[٤] . قصص، آيات ٦- ٥.