معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٧١ - ٧ سخن شيطان با انسان
بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ* وَ لَوْ أَلْقى مَعاذِيرَهُ.[١]
همچنين است گفتار وى با مشركان، در جنگ بدر:
وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ. فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى ما لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ ...[٢]
شيطان، مشركان را در آن روز فريفت و كردار آنان را براى ايشان جلوه داد. و به آنان وانمود كرد كه هرگز كسى بر شما پيروز نخواهد شد و من در جوار و همسايگى شما هستم و شما را يارى مىكنم، ولى آنگاه كه هنگامه جنگ شد، به پس رفت و گفت: از آنچه شما را درانيد بيزارم، زيرا آنچه را من مىبينم، شما نمىبينيد.
جمله: وَ قالَ لا غالِبَ لَكُمُ بيان همان زينت بخشيدن به كردار آنان است. مشركان با آن دم و دستگاه چنين مىپنداشتند كه هيچكس را ياراى مقاومت با آنان نيست. لذا اين گفتار، القاى خاطره است كه از كردار نابخردانه خود آنان سرچشمه گرفته است.
خلاصه: قول، در تمامى اين آيات، چيزى جز ابراز خواسته درونى نيست؛ ولى نه بهگونهاى كه انسانها ابراز مىدارند و نبايد قياس كرد. هرموجودى وسايل ابراز درونى مخصوص خود را دارد. كه با وضع و حال او متناسب است.
[١] . قيامت، آيه ١٥.
[٢] . انفال، آيه ٤٨.