معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٠٩ - ب تأويل
دشوار است، نه مطلق «استظهار»، لذا آيتالله خويى در پايان كلامش مىفرمايد:
لا يعَدُّ من التفسير بالرأي، بل من التفسير نفسه!
زيرا رجوع به قواعد مقرّر، براى استظهار لفظ است؛ نه تفسير لفظ مشكل و رفع ابهام حاصل از عوامل مربوط.
ثانياً: راه وصول به معانى قرآن- در مواقع اشكال و ابهام- همانا رجوع به خود قرآن است؛ زيرا:
القرآن ينطق بعضه ببعض[١]
و هر جا كه گويا نباشد، با مراجعه به آيه ديگر گويا مىشود و هرگز نتوان با قواعد باب محاوره، اشكال يا ابهامى را از لفظ آيه برداشت؛ مثلًا در آيه وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ[٢] براى فهم مراد از «حيلوله» بايستى از آيه وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ[٣] استفاده كرد، كه مقصود از «حيلوله» فراموشى نفس است. در جامعهاى كه خدا و ايمان بهدست فراموشى سپرده شود، بزرگترين فاجعهاى كه به بار مىآيد، فراموشى انسانيت است.
پس همانگونه كه علّامه فرموده، قواعد مقرره در باب محاورات، براى فهم معانى قرآن و رفع ابهام از وجه آيات، كاربرد ندارند و آنچه كارساز است، تنها رجوع به خود قرآن است؛ البته، علاوه بر پاكى باطن به احاطه و ورزيدگى نيز نياز دارد.
ب. تأويل
دومين شاخصه علّامه در تفسير قرآن، ديدگاه خاصّ ايشان در مسأله
[١] .« كتاب الله تبصرون به و تنطقون به و تسمعون به و ينطق بعضه ببعض و يشهد بعضه على بعض لا يختلف فى الله ولا يخالف بصاحبه عن الله»( نهج البلاغه، خ ١٣٣).
ملا محسن فيض كاشانى در مقدمه تفسير صافى مىنويسد:« بالجملة ما يزيد على شرح اللفظ و المفهوم مما يفتقر الى السماع من المعصوم فان وجدنا شاهداً من محكمات القرآن يدل عليه اتينا به فان القرآن يفسر بعضه بعضاً»( تفسير صافى، ج ١، مقدمه، ص ٧٥). ٠
[٢] . انفال، آيه ٢٤.
[٣] . حشر، آيه ١٩.